آیت الله عباس قائم مقامی: حجاب واجب شرعی است اما اجباری نیست

من به عنوان یک روحانی به شما می‌گویم که حجاب یک ضرورت شرعی است. ضرورت شرعی هم یک دعوت است یعنی می گوید تو اگر می خواهی دین دار باشی، لازمه این دینداری رعایت این حدود است. در اصل دینداری اجبار نیست، چطور در فرعش می تواند اجبار باشد؟ این تناقض را کجا باید برد؟

می گویم حجاب برای یک زن مسلمان واجب و ضروری است ولی مفهوم وجوب و ضرورت با مفهوم اجبار تفاوت می‌کند.
به تعبیر مرحوم شیخ الطائفه جناب شیخ طوسی که استادالفقهاست، هر تکلیف و واجب شرعی اساسا بدون اختیار معنا پیدا نمی کند، این یک قاعده است.

وقتی گفته می‌شود چیزی جزو تکالیف و واجبات است معلوم می شود اختیاری است. اختیار در اینجا غیر از مفهوم عرفی آن است. اختیار در مقابل اجبار است نه در مقابل ضرورت و وجوب. تمام واجبات شرعی ضرورت قطعی دارند و بر یک مسلمان واجب است که با اختیار خودش آنها را انجام دهد ولی اجباری نیست، یعنی کسی نمی تواند به عنوان تکلیف شرعی دیگران را الزام به انجام آنها بکند. بنابراین حجاب هم در عین حال که وجوب شرعی دارد اختیاری است.

باید اذعان کنم که ما همچنان از نظر معرفتی و فقهی در خیلی از مباحث دچار کم کاری مفرط هستیم و خیلی از مفاهیم هنوز مدرن سازی نشده اند. مثلا همین تفاوت میان وجوب و اجبار، ویا تفاوت شریعت و قانون ، و تفاوت جرم و معصیت و خیلی از مفاهیم دیگر.

اینکه حجاب یک واجب قطعی شرعی است، یک چیز است و اینکه کسی بتواند به استناد وجوب شرعیِ حجاب، زنان را مجبور به حجاب کند، بحث دیگری است. حجاب مثل نماز است. مگر نماز اجباری است؟ هیچ اجباری وجود ندارد. منتها فرق حجاب با نماز در این است که بعضی از احکام شرعی هستند که صرفا وجه فردی ندارند بلکه وجه اجتماعی هم پیدا می کنند و چون وجه اجتماعی دارند، قابلیت اینکه در حکوت اسلامی توسط مراجع قانونگذار در قالب قانون قرار بگیرند را دارند. حال اگر چنین اتفاقی افتاد و یک حکم شرعی تبدیل به قانون شد، علاوه بر وجوب شرعی ، الزام و وجوب حقوقی هم پیدا می کند ولی این یک امر ثانوی و عارضی است. البته قاعدتا نماز قابلیت اینکه یک ماده قانونی بشود را ندارد ولی حتی در آنجا هم ممکن است کسی از طریق قانونی نماز را اجباری کند کمااینکه شنیدم یک آقایی این کار را در کارخانه اش کرده بود! او از جهت قانونی کار خلافی انجام نداده؛ چون یک قرارداد فیمابین است. در هرحال او نمی تواند بگوید که اسلام گفته که تو مجبوری که نماز بخوانی، ولی حق قانونی اش است که در یک توافق و قرارداد الزامی، بگوید من مشروط بر نماز خواندن با کارگر خود قرارداد می بندم ؛ اما اولا کار او ربطی به دین و شرع ندارد و نمی تواند بگوید چون دین گفته من دارم این کار را می کنم بلکه یک تصمیم و قرارداد شخصی است ثانیا از جهت اخلاقی اینکه از نیاز دیگران برای الزام به یک امر دینی استفاده شود، نمی توان آن را یک کار دینی دانست و دستکم یک امر غیر اخلاقی است.

متن کامل گفتگوی آیت الله عباس قائم مقامی را در پیوند زیر بخوانید:
yon.ir/3Hdys

دیدگاه شما چیست؟