گفتگو با پیروز مجتهد زاده پیرامون طرح جدید شورای همکاری خلیج فارس درباره بحرین

عربستان یک نظام قبیله ای است

گفتگو با پیروز مجتهد زاده پیرامون طرح جدید شورای همکاری خلیج فارس درباره بحرین 

 

 

 پیروز مجتهدزاده می گوید: آل سعود برای حفظ پایه های حکومت خود دست به ارائۀ نسخۀ اتحاد میان شیخ نشین ها زده است.

 

زهرا خدایی
طرح شورای همکاری خلیج فارس چند روزی است که در کانون توجهات رسانه های منطقه قرار گرفته است. در باب تحقق و یا عدم تحقق این طرح تعابیر و تفاسیر متعددی از سوی کارشناسان و ناظران منطقه ارائه شده است. اینکه در قرن ۲۱، کشوری با ساختاری قبیله ای بتواند شیخ نشین های ذره بینی خلیج فارس را به زیر چتر خود بگیرد، هنوز با اما و اگرهای زیادی روبروست. اما آنچه که همگان بر آن اتفاق نظر دارند، اینست که زمان تصمیم گیری در سطح رهبران و آنهم به شکلی یکجانبه و خودسرانه به سر آمده و نقش ملت و مردم بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. بدون شک با تهدید تمامیت ارضی و استقلال کشورهای واقع در این حوزه، اولین واکنش از سوی مردمی خواهد بود که سایۀ چتر غیرمشروع سعودی بر کشورشان را برنتابیده و به مقابله با آن برخواهند خواست. خبرآنلاین در گفتگویی با پیروز مجتهدزاده، کارشناس مسائل سیاسی و مولف کتاب شیخ نشین های خلیج فارس ماهیت و تحقق طرح شورای خلیج فارس را مورد بررسی قرار داده است. 
در ابتدا کمی درباره ماهیت طرح شورای همکاری خلیج فارس بگویید.
موضوع اتحاد میان شیخ نشین های خلیج فارس جدید نیست. این موضوع تقریباً همیشه در میان بوده و در مقاطعی هم حتی به جلسات زیاد و مشورت های زیاد انجامیده است و در مقاطعی نیز صحبت از پول واحد، اقتصاد واحد و ..به میان آمد اما در نهایت به جایی نرسید آنهم به این دلیل که طبیعت طرح موردنظر شورای همکاری خلیج فارس طبیعت ناهمخوان و ناهمگونی دارد. 
اساس و فلسفۀ وجودی اتحاد موردنظر شورای همکاری خلیج فارس که غالباً بر زبان آورده نمی شود حفظ موجودیت های سنتی سیستم های سیاسی موجود است. سنت های سیاسی قبیله ای، عشیره ای و شیخ نشینی. این حکومتها را حتی نمی توان پادشاهی نامید چون سیستم پادشاهی در دولت-ملت Nation-State محقق می شود و در کشورهای واقعی به وجود می آید. اینها هیچکدام کشور نیستند بلکه مجموعۀ قبائل و حکومت های قبیله ای هستند. امروز که تحولات جهان عرب تک تک کشورهای عربی را در برمی گیرد و حکومت هایی بهتر از این شیخ نشین ها از بین رفته اند، لاجرم این حکومتها خطرات زیادی را احساس می کنند و برای اینکه بتوانند آیندۀ خود را تضمین و حفظ کنند، به سمت چنین طرحهایی می روند. وقتی دقیق به ماهیت، اهداف و ایده ها بنگریم، به این نتیجه می رسیم که هدف این طرح فقط بقای حکومت است و لاغیر و در این بقای حکومت، سعودیها انتظارشان اینست که به صورتی همۀ این حکومتهای منطقۀ خلیج فارس را زیر چتر خودشان قرار دهند تا از دوام وجود آنها بتواند وجود خود را دوام بدهد. 
یکی از اهداف این طرح، بحرین اعلام شده است، با توجه به اختلافات فرهنگی موجود میان دو کشور، آیا امکان تحقق و اجرای آن وجود دارد؟
بحرین تنها کشور به معنای واقعی در منطقه خلیج فارس است. چند سالی است که اصولاً شیخ نشین بودن دیگر در این کشور وجود ندارد و بحرین رسماً یک کشور است. علتش اینست که بحرین تنها حکومت در منطقه خلیج فارس است که تشکیلات غیرقبیله ای و موجودیت شهرنشینی دارد. بحرین با بین النهرین و ایران از یک تمدن هستند و همۀ اینها تمدنهای یکجانشینی هستند. این تفاوتی اساسی است. و اگر امروز در بحرین آزادیهای بیشتری را ملاحظه می کنیم به این دلیل است که بحرین از سال ۱۹۰۵ حرکتهای آزادیخواهانۀ خود را آغاز کرد. فقط به این دلیل که از آن تاریخ بحرین خود را یکجانشین می دانست و نه قبیله ای و در این زمینه موفقیت هایی را بدست آورد. مبارزات این کشور علیه استعمار بریتانیا زبانزد است و حتی در مقاطعی آنها توانستند مجلس ملی تأسیس کنند. اما هربار که این مجلس تأسیس می شد، عربستان سعودی فشارمی آورد و پادشاه و یا امیربحرین مجلس را تعطیل می کرد. الان نیز همین کشمکش ها وجود دارد. 
عربستان سعودی کشور نیست و یک نظام قبیله ای است و قبیلۀ آل سعود بر سایر قبائل این کشور برتری دارد. آنها می خواهند قبیلۀ آل خلیفه و نه مردم بحرین را در زیرمجموعۀ خود بگیرند ولی غافل از اینکه این جنبش های آزادیخواهی و استقلال طلبی غیرقبیله ای که یکصد سال قدمت دارد، همۀ آنها را به درون جامعۀ خودشان منتقل خواهد کرد و برای خودش هم یک دردسر بزرگی ایجاد خواهد کرد. 
در عربستان متعاقب تحولات جهان عرب، شاهد تظاهرات و درگیریهای زیادی بوده ایم. اگر دقت کنیم می بنیم که ریشۀ این تظاهرات به استانهای شرقی عربستان سعودی از جمله الحصا و قطیف و … باز می گردد. فراموش نکنیم که استانهای شرقی عربستان اعم از قطیف و الحصا همگی جزء بحرین بوده اند. این در حالی است که کمتر به این مسئله پرداخته می شود، همین استانهایی که زمانی جزء بحرین بوده اند، امروز به دردسرهای بزرگی برای عربستان تبدیل شده اند و خطر سقوط نظام سعودی نیز از همین چند شهر است؛ چه برسد به اینکه کل بحرین وارد نظام پادشاهی عربستان شود. شیخ نشین ها چون توانایی درک جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک ندارند متوجه نیستند تمهیداتی را که بکار می برند، فقط در مورد خاندان آل خلیفه عملی می شود و نه در مورد ملت و تمدن بحرین. لاجرم خاندان آل خلیفه ممکن است تصمیم بگیرد وارد این تمهیدات شود و آنچنان هم این خاندان اختیار خود را به آل سعود داده است که من فکر نمی کنم که حتی آنها توان مخالفت با طرح سعودی را داشته باشند. به نظر می رسد آل خلیفه به این طرحها موافقت خواهد کرد اما در صورتی که این طرحها به فاز اجرایی برسد، تازه دردسرهای آل سعود شروع می شود. 
ظاهراً یکی از اهداف این طرح مقابله با نفوذ ایران در منطقه اعلام شده است.
۳۰ سال است آمریکا، انگلیس و اسراییل و قدرتهای منطقه ای برای توجیه اقدامات مداخله جویانۀ خود در منطقه این مسئله را علم کرده اند و متأسفانه دستگاه دیپلماسی ما که غالباً غیرهوشمندانه در این زمینه عمل کرده و به این مسئله دامن زد و کمک کرد تا اینها همۀ طرح های ضدانسانی خود را براساس به اصطلاح تهدید ایران توجیه کنند. هم اکنون نیز قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای همان سیاست را دارند و چیز جدیدی نیست. خودِ آنها بهتر از هر کسی می دانند که ایران هیچ تهدیدی برای هیچ کشوری نیست و در امور داخلی هیچ کشوری دخالت نمی کند. 
در مسائل بحرین همگان شاهد بودند که حکومت آل خلیفه برای بستن دهان آمریکایی ها کمیتۀ بازرسی بیطرفی را برای بررسی تحولات بحرین تشکیل داد و این کمیتۀ بررسی بیطرف تنها کار مثبت اش این بود که اعلام کرد ایران هیچ دخالتی در تحولات بحرین نداشته است. ولی کسی زیر بار این حرفها نمی رود. واقعیت اینست که در توان این کشورها نیست که برای جامعۀ بین الملل تشریح کنند و تنها شعارهای تکراری را تکرار می کنند و هیچگاه به سمت اثبات قضیه و نشان دادن سند و مدرک در اینکه ایران تهدیدی برای کشورهای منطقه است، نرفته اند. 
ایران تا این تاریخ چه در دوران حکومت فعلی و چه در دوران رژیم سابق صحبت از هیچگونه ادعای ارضی، مرزی، فرهنگی، تمدنی و … مطرح نکرده است. این کشورها وقتی صحبت از تهدید ایران می کنند ایران باید از اینها بخواهد که جداً مدرک و سند ارائه کنند و حرف خود را ثابت کنند. 
چشم انداز و آیندۀ موفقیت طرح شورای همکاری خلیج فارس را چگونه پیش بینی می کنید؟
چشم انداز بهتری برای این طرح که چند سال پیش نیز مطرح شده بود، نمی بینم. تفاوتی که این بار با سالهای قبل دارد در اینست که امارات متحدۀ عربی اینقدر تحت فشار نبود و اینقدر هم تحت حمایت آمریکا و اسراییل نبود. اما این بار آمریکا و اسراییل حمایت های همه جانبه ای را در اختیار می گذارند و شاید در نتیجۀ این حمایت ها، یک صورت ظاهری شکل گیرد ولی این صورت ظاهر صورت واقعی نخواهد بود و دوام نخواهد داشت و هیچ نور امیدی در این تشکیلات سرهم بندی شده نمی بینم.

 

منبع: خبر آنلاین

دیدگاه شما چیست؟