قهرمان آریانا – در سوگ احمدشاه مسعود

ahmad shah maoud01

به سوگ داستان آریانا

بگریم زآستان آریانا

بود از سرزمین آریایی

کران اندرکران آریانا

گرفتستند ایران ویچ و ایران

شمال و خوربران آریانا

سلام ای پهلوان پهلوانان

سپهدار کلان آریانا

سلام ای سرفراز ای گرد ای سام

فسانه پهلوان آریانا

جوان شد داستان پهلوانی

ز تو گُرد جوان آریانا

شغاد افکند رستم را به نیرنگ

تو را هم میهمان آریانا

نمک خورد و شکست آخر نمکدان

فکند آتش به خوان آریانا

بس آن تازی که کرد این ترکتازی

نمودی مهربان آریانا

به دستی زر به دستی تیغ و برلب

بیامد مدح خوان آریانا

نگر بهرام چوبین و قلون را

همان شد داستان آریانا

فرستاد او کلاغی دو قلون سان

بسوی قهرمان آریانا

به رقص آوردشان همچون عروسک

به رأی طالبان آریانا

کز آنان و عمرشان شد شب و روز

سوی بالا فغان آریانا

عروسک سوی دوزخ رفت و مسعود

سوی حق ز آسمان آریانا

به کوه بی ستون نقراست برسنگ

( تو در آن پارس را خوان آریانا )

که ازخصم ودروغ وخشک سالی

بود زخم و زیان آریانا

کنون این هرسه با این تازی افتاد

به دشت وگلستان آریانا

خزان آورد شهریور به هشتاد

به باغ و بوستان آریانا

که در فقدان احمد شاه مسعود

بسوزد استخوان آریانا

که گیرد پنجشیر وهم بدخشان

پس ازاو چون میان آریانا

تنید القاعده جولاهه سان تار

که سازد ریسمان آریانا

ندانست که او باشد یاد آن شیر

توان بخش یلان آریانا

خدایا بیخ “بن لادن” برانداز

که سوزاند او نهان آریانا

سلام ای قهرمان آریانا

به خون خفته روان آریانا

جوان رفتی و افزودی تو جان را

جوانمرگا به جان آریانا

 

برگرفته از کتابچه سروده های میهنی – جزوه شماره ۶ حزب پان ایرانیست

 تشکیلات کرج- گردآوری: مهندس رضا کرمانی

پیوند پایدار : http://www.pan-iranist.info/?p=6182

دیدگاه شما چیست؟