بیانیه ی تحلیلی سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران
منافع ملی قربانی سیاست”روسیه محوری”در روابط خارجی

یک دهه وقفه و تاخیر در راه,برای روسها در کسب امتیازات لازم در معامله با غرب بر سر فعالیت های هسته ای ایران کافی نبوده است.اخیرا سرگئی شماتکو,وزیر انرژی روسیه ,اعلام کرد برنامه ی تنظیم شده برای راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر تا آخر سال 2009 میلادی عملی نخواهد شد.لازم به ذکر است که مطابق تعهد روسها,نیروگاه بوشهر در سال 1999 باید به بهره برداری می رسید و روسها در طی 10 سال گذشته با بهانه های فنی و مالی مختلف,تکمیل و راه اندازی این نیروگاه را به تعویق انداخته اند.
در خبری دیگر ,برخلاف تعهدات قبلی ,سازمان فدرال همکاری های فنی و نظامی روسیه,رسما اعلام نمود که خبر عرضه سیستم های ضد هوایی اس -300 به ایران صحت نداردو سرگئی ایوانف ,معاون نخست وزیر روسیه ,هم این مساله را تایید نمود.
از سویی دیگر دیمیتری مدودوف ,رئیس جمهور روسیه ,پس از دیدار با همتای امریکایی خود در سنگاپور اعلام داشت که مسکو از شیوه گفت و گوها میان ایران و جامعه جهانی در خصوص برنامه هسته ای ایران رضایت کامل ندارد و در اظهار نظری دیگر تهران را تهدید به تحریم های بیشتر در خصوص ندادن پاسخ مثبت به پیشنهاد غرب برای تامین سوخت هسته ای نموده است.

همه موارد فوق که بعضا مداخله ی آشکار در امور داخلی ایران و تهدید منافع ملی ایران بوده است,در حالی است که برخی از مسولان جمهوری اسلامی در طول سالهای گذشته ,اتکاءبه سیاست های دولت روسیه را محور دیپلماسی خارجی ایران قرار داده اند.بعنوان نمونه سعید جلیلی,دبیر شورای عالی امنیت ملی گفته است:”همکاری با دولت روسیه,انتخاب ایران است.”
با توجه به موارد ذکر شده ,نظر این مسولین(؟)و همه ی صاحب نظران مسائل سیاسی را به نکات ذیل جلب می نماییم:
1-بررسی و نگاهی اجمالی به تاریخ روابط ایران و رسیه ما را به این نتیجه می رساند که در طول سیصد سال گذشته ,روسها نه تنها متحدان و دوستان خوب و مطمئنی برای ملت و دولت ایران نبوده اند,بلکه در مواردمتعدد,همسایه ای نامطمئن و متجاوز و دشمنی سرسخت و خطرناک برای ملت ایران بوده اند و در بسیاری از مواقع ,منافع این دولت در تضاد و چالش با منافع ملت بزرگ ایران قرار گرفته است و فهرست وار به برخی از این چالش ها اشاره می نماییم:
-جنگ های طولانی مدت ایران ورسیه تزاری و بدنبال آن تحمیل قراردادهای ننگین گلستان,ترکمنچای وآخال که منجر به تجزیه ی بخش های گسترده ای از سرزمین های ایرانی از جمله قفقاز ,فرارودان و خوارزم گردید.
– سرکوب جنبش های وحدت طلب ایرانی تباران در این مناطق تجزیه شده از ایران ,این قتل و عام , سرکوب و ارعاب بصورت سیستماتیک تا کنون ادامه دارد که نمونه اخیر آن را در چچن و داغستان می توان مشاهده نمود.
– به توپ بستن مجلس شورای ملی در زمان مشروطیت و سرکوب آزادیخواهان و ملیون با حمایت از استبداد مرتجع قاجاریه.
– تشکیل احزاب و گروههای سیاسی وابسته به اتحاد جماهیر شوروی از جمله حزب توده و از این طریق دخالت در امور داخلی کشور ما.
-تلاش برای تجزیه آذربایجان و کردستان در طول سالهای میانی دهه بیست که خوشبختانه این توطئه ناکام ماند.
-حمایت و تامین و تجهیز گروههای چریکی و مسلحانه در دهه های چهل و پنجاه خورشیدی .
-تلاش برای دخالت در امور داخلی ایران در سالهای بعد از 1357 از طریق گروهها و احزاب وابسته و کوشش برای حذف میهن پرستان به ویژه در آذربایجان با کمک همین اشخاص و گروههای وابسته به سیاستهای اتحاد جماهیر شوروی.
-پشتیبانی از دولت های عربی مخالف ایران و حمایت همه جانبه تسلیحاتی ,سیاسی و مالی از رژیم بعث عراق در طول سالهای جنگ تحمیلی .
-چالش جدی با منافع ملت ایران در دریای مازندران و انعقاد قراردادهای دوجانبه حقوقی ,سیاسی ,نظامی و امنیتی دو جانبه با همسایگان و رقبای منطقه ای ایران که تهدید کننده جدی منافع ملت ایران در این منطقه می باشد.
-اظهارات مداخله جویانه مقامات روسی در مورد جزایر سه گانه خلیج فارس و ادعاهای واهی امارات.
-سوءاستفاده از موقعیت سیاسی حکومت وتحمیل قراردادهای یکجانبه اقتصادی بر ملت ایران .
-عدم پایبندی به تعهدات از جمله تکمیل و راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر .
بدون شک توجه به موارد فوق و موارد متعدد دیگر نشان دهنده ی این موضوع واضح و مشخص است که با توجه به این تجربیات تاریخی نمیتوان روسیه را دوست و متحدی قابل اطمینان برای دیپلماسی خارجی ایران بحساب آورد.
2-ایجاد تحولات گسترده در روابط بین الملل ,گسترش خاورمیانه به سمت آسیای مرکزی و قفقاز و وجود منابع عظیم انرژی نفت وگاز در حوزه ی قفقاز و دریای مازندران ,باعث شده که ایران جایگاه ممتازی در استراتژی های روسیه بدست آورد.روسیه در حال حاضر تلاش دارد تا با نزدیکی به ایران در منطقه خاورمیانه نفوذ کند تا از سویی بنیان های امنیتی منطقه را در برابر رقبا در دست داشته باشد و از سویی دیگر با بی ثبات کردن تنها قدرت بزرگ منطقه یعنی ایران ,در نفوذ به خاورمیانه جدید ,قلمرو استراتژیک خود را تکمیل نماید.هماهنگ با این سیاست,ایران بعنوان برگ برنده ای در دستان دولت روسیه برای امتیاز گیری از غرب و تثبیت موقعیت جهانی این دولت تبدیل گشته است.روسها هیچگاه شریک قابل اطمینانی برای متحدین منطقه ای و جهانی خود نبوده اند.ادعا ی حمایت همه جانبه از دولت عراق ,قبل از حمله ی آمریکا به این کشور,نمونه مشخصی از این گونه حمایت ها می باشد.
در ماههای اخیر نیز همکاری میان ایران و روسیه تحت تاثیر مناسبات بهبود یافته مسکو و واشنگتن (از جمله لغو طرح سپر دفاع موشکی از سوی امریکا)قرار گرفته و مسکو شریک منطقه ای خود را قربانی سیاست های نوین شریک جهانی خود نموده است.
3-روسها بارها با نشان داده اند که در معاملات منطقه ای ,تعهداتشان را زمان قانونی اش به پایان نمی رسانند.در مورد عدم تکمیل نیروگاه بوشهر,روسها به وضوح متوجه شده اند که تهران در نهایت با شرایط تعیین شده از طرف روسها کنار می آید,پس با خیالی آسوده به میانداری در زمین بازی با آمریکا و ایران می پردازند ,روسها در یافته اند به قول دبیر شورای عالی امنیت ملی:”همکاری با روسیه, انتخاب ایران است”.
اگر چه مماشات تهران درمواجهه با خلف وعده های پی در پی مسکو منجر به تاخیر 10 ساله راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهرگردیده,اما توجه به این مساله ضروری به نظر می رسد که تکمیل و راه اندازی این نیروگاه جزو تعهدات تجاری و حقوقی طرف روسی است و پرونده سیاسی هسته ای ایران به هیچ وجه ارتباطی با روسها ندارد.روسیه موظف است ,جدا از سیر حرکت پرونده اتمی ایران(که خود جای بحث فراوانی دارد),در مقابل تعهدات خود ملزم و پاسخگو باشد.
4-عدم استفاده مناسب از کارشناسان و صاحب نظران در دستگاه سیاست خارجی که شناخت کافی از منافع ملی و انطباق آن با شرایط منطقه ای و جهانی داشته باشند منجر به این شده که تحلیل های برخی از مسولین سیاست خارجی جمهوری اسلامی هنوز بر پایه تئوری های قدیمی جنگ سرد استوار باشد و البته مشکل قضیه در این است که آنها همین تئوریها را هم از کتاب های درسی و دانشگاهی تکرار کرده و مفاهیم آن را به خوبی و به شکلی کاربردی در نیافته اند.کاظم جلالی,رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در جایی گفته است:”حضور روسیه,چین و اروپای قدرتمند را در مقابل نظریه تک قطبی جهان ترجیح می دهیم”.
بدون شک و با توجه به سوابق,ایشان نه تنها صاحب نظری جدی در مورد مسائل استراتژیک و مسلط به نظریه های متعدد متنوع ژئوپلتیکی نیستند و حتی چشم اندازی دور از حضور ایران قدرتمند در میان منظومه های قدرت را ندارند, بلکه طبعا این موضوع را هم مورد توجه قرار نداده اند که ارتباط یک دولت با دیگر منظومه های قدرت منطقه ای و جهانی در درجه اول منوط به نگاه منطبق با منافع ملی آن دولت ,وجود استراتژی ملی کارآمد در درون ساختار سیاسی و هماهنگی کلیه نهادها و دستگاهها ,بویژه دستگاه دیپلماسی خارجی ,در این راستا می باشد.شاید ایشان گمان کرده اند که دستگاه دیپلماسی خارجی با شرایط فعلی می تواند ارتباط قدرتمند و باعزت با منظومه های قدرت باشد و شاید تصور کرده اند که در طول سالیان گذشته از چین,روسیه و اتحادیه اروپا ,امتیازات منطبق با منافع ملی گرفته ایم(؟).
به هر حال و با توجه به مطالب ذکر شده ,محور قرار دادن روسیه در سیاست خارجی و سیاست فرودستانه در مقابل روسها ,منجر به بروز رفتارهای غیر مسولانه از طرف مقامات روسیه و مزایده منافع ملی ایران در پای روسها گردیده که تغییر و بازنگری در آن ضروری به نظر می رسد.واکنش مردم ایران در ماههای اخیر نسبت به سیاست ها ی دولت روسیه ,لزوم این تغییرات را آشکار می سازد.
پاینده ایران
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
سوم آذرماه 1388 خورشیدی

2 دیدگاه برای «بیانیه ی تحلیلی سازمان جوانان حزب پان ایرانیست»

  • نوامبر 24, 2009 در t 9:36 ق.ظ
    Permalink

    پاینده ایران

  • نوامبر 30, 2009 در t 8:00 ب.ظ
    Permalink

    پاینده ایران
    امید است این نوشته ها را سران حکومت خوانده وآنچنان عمل نمایند که عقل حکم میکند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *