سایه روشن هایی از جنگنده تازه رونمایی شده ایران

نویسنده:داریوش ابطحی

رونمایی از جنگنده موسوم به کوثر سر و صدای زیادی به پا کرده است. نکته اصلی منتقدان بود که این جنگنده کپی اف ۵ است. اما کمتر کسی به این موضوع پرداخته که اصل پروژه کوثر همین بوده است. یعنی مهندسی معکوس، طراحی و ساخت جنگنده بومی بر پایه اف ۵F

پیش از پرداختن به جنگنده کوثر، بهتر است به پیشینه اف ۵ در آمریکا و ایران بپردازیم. جنگنده اف ۵ A با نام “فریدوم فایتر” در سال ۱۳۴۱ در آمریکا تولید شد و همان سال به ارتش آمریکا پیوست. هدف اصلی از تولید این جنگنده، در اختیار داشتن جنگنده ای سبک و ارزان بود تا بتواند اهداف زمینی را منهدم کند و همزمان قابلیت درگیری هوا به هوا نیز داشته باشد (مولتی رول باشد) اف ۵ تا به امروز، سبک ترین جنگنده جهان است. این جنگنده در باند های کوتاه به راحتی می تواند نشست و برخاست داشته باشد و بیش از هرچیز یک جنگنده ضربتی (واکنش سریع) به شمار می رود. ایران نیز از همان سال های ابتدایی عرضه اف ۵ اقدام به خرید این جنگنده نمود. پس از مدتی از به کار گیری اف ۵ A، به دلیل ضعف در درگیری های هوا به هوا، اف ۵ B با قابلیت های بهتری در درگیری های هوایی با دو خلبان برای تقسیم وظایف و در نتیجه موفقیت بیشتر، عرضه شد. اما آنچه به عنوان اف ۵ در ایران شناخته می شود نسخه F5‌E و F5F است که توسط نیروی هوایی ارتش ایران تحت عنوان پروژه اوج، منجر به تولید جنگنده صاعقه از روی F5E شد. پیشتر نیز جنگنده آذرخش در اواخر دهه هفتاد خورشیدی تجربه نسبتا خوبی برای به نمایش در آوردن توانایی های ارتش ایران در ارائه نسخه های مهندسی معکوس بود. اما از آنجا که هیچ کشوری به ایران جنگنده نمی فروخت (تحریم ها یا بیم از دست رفتن اطلاعات محرمانه آن جنگنده به غرب و شرق) تلاش ایران برای تولید جنگنده های بومی بیشتر شد. در دهه هفتاد خورشیدی جنگنده های میگ ۲۹، سوخو ۲۴، سوخو ۲۲، ۱۷ و ۱۹، سوخو ۲۵، میگ ۲۷ و میگ ۲۳، میگ ۲۱، میراژ اف ۱ فرانسوی، و حتی دو فروند میگ ۲۵ از سوی عراق به ایران پناهنده شدند(جنگ اول خلیج فارس) از بین این جنگنده ها، ارتش ایران تنها به سوخو ۲۴ و میگ ۲۹ علاقه مند شد و توانست از روسیه و چند کشور اروپای شرقی تعدادی را به غنایم جنگی که از عراق رسیده بود بیافزاید. با این حال مجموعه نیروی هوایی ارتش با وجود در اختیار داشتن چنین تنوع کم نظیری از تکنولوژی آمریکایی، روسی، فرانسوی و حتی چینی (جنگنده ایرگارد یا نسخه تحت لیسانس میگ ۲۱) بر این اعتقاد بود که توان تکنولوژیک خود را روی اف ۵ امتحان کند. این نکته را نباید فراموش کرد که جنگنده های روسی هم سطح اف ۵ مانند میگ ۲۱ و یا سوخو ۲۲، ساختار بسیار ساده تری چه در زمینه موتور ها و چه در زمینه الکترونیک هواپیما (اویونیک) داشتند که بسیاری از آنان از جمله میگ ۲۳، میگ ۲۷، سوخو ۲۲، سوخو ۱۷ و سوخو ۱۹ فاقد ارزش عملیاتی شدن تشخیص داده شدند. پس از موفقیت های ارتش ایران در پروژه صاعقه، زنجیره قطعات این جنگنده توسط وزارت دفاع تدوین و در دست طراحی و ساخت قرار گرفت و مجموعه صندلی پران ساخت ایران در پروژه “آرمیتا” مورد آزمایش قرار گرفت. پس از همه فراز و نشیب ها جنگنده صاعقه با بهره گیری از موتور J85 آمریکایی متولد شد. (همان موتور اف ۵ که در دوران شاه فقید انبار های نیروی هوایی به عنوان موتور یدکی از آنها پر شده بود)

در ادامه، پروژه جنگنده صاعقه دونفره (صاعقه ۲) به عنوان جنگنده ای برای آموزش سطوح بالای خلبانی رونمایی شد اما آنطور که از شواهد و قرائن پیداست این پروژه لغو شده تا جنگنده ای دیگر با نام کوثر این وظیفه را بر عهده گیرد. بنابراین مهندسی معکوس اف ۵E در قالب پروژه صاعقه و F5F در قالب کوثر نمود یافت.

کوثر چه تفاوتی با F5F دارد؟

در کوثر مساحت بال ها کمی افزایش یافته است و از موتور جت ملی که همان موتور اصلاح شده و بهینه سازی شده J85 آمریکایی (موتور اف ۵) است بهره می برد، سکان عمودی بزرگتر شده است و ورودی های هوا برای پاسخگویی به موتور قوی تر بزرگتر شده اند. اما ماهیت اصلی تغییرات بر اویونیک (الکترونیک هواپیما) استوار است. سیستم کنترل آتش و رادار کاملا جدید هستند، نمایشگر ها کاملا دیجیتالی شده اند و از ابزار آلات و نشانگر های آنالوگ و مکانیکال خبری نیست. گرچه اطلاعات بسیار کمی در این مورد رسانه ای شده است اما با توجه به رونمایی از موشک های هوا به های بومی در سال های اخیر، به نظر می رسد ارتش ایران توانسته است ساختار رادار، کنترل آتش، سامانه تشخیص دوست از دشمن و سامانه موشکی منحصر به فرد خود را تولید کند و به کار گیرد.

🔽نقش احتمالی اف ۱۴ تامکت در طراحی و ساخت سیستم های جدیدِ جنگنده های ارتش ایران

ابر جنگنده ی زیبا و درنده اف ۱۴ تامکت بی شک یکی از موفق ترین جنگنده های جهان است که تنها در اختیار آمریکا و ایران قرار دارد. این جنگنده در طول جنگ ایران و عراق موفق به ساقط کردن رسمی ۱۵۹ هدف شده است که امار غیر رسمی حدود ۱۹۰ فروند را اشاره می کند. اف ۱۴ تامکت مجهز به موشک مرگبار فینیکس (AIM54 phoenix) توانسته است همه جنگنده هایی که در بالا تر به عنوان جنگنده های پناهنده عراقی نام بردیم را ساقط کند. اف ۱۴ تامکت با رادار بسیار قدرتمند خود (AWG9) می تواند از فاصله ۱۵۰ کیلومتری روی هدف قفل کند و بدون آنکه هدف بتواند وارد شعاع درگیری خود شود، ساقط شود. موشک فینیکس الگوریتم پیچیده و پیشرفته ای دارد که در ابتدا با اطلاعات رادار جنگنده به سمت هدف شلیک می شود و در نزدیکی هدف، با رادار خود به سمت برخورد هدایت می شود. چنانچه این موشک به هدف برخورد نکند فورا منفجر می شود تا ترکش هایش جنگنده متخاصم را از بین ببرند. این موشک در ارتش ایران با نام “فکور ۹۰” (به احترام تیمسار سرلشگر فقید شهید فکوری) ساخته شد. گمانه زنی ها حاکی از آن است فکور ۹۰ با توجه به فناوری موشکی پیشرفته ایران، به نوعی سوخت جامد پیشرفته مجهز شده باشد. طول بیشتر این موشک هوا به هوا احتمالا، حکایت از برد بلند تر آن دارد. با توجه به این تلاش ها، احتمال می رود از چنین الگوریتم برخورد و تکنولوژی برای موشک هایی که با ساختار سامانه های اویونیک کوثر و صاعقه هماهنگ هستند استفاده شده باشد.

🔽تلاش های مشابه

تلاش برای ساخت جنگنده ای جدید،. ارزان و پر تعداد نه تنها برای ایران که برای بسیاری از کشور های دیگر از جمله هند، اسرائیل، پاکستان، چین روسیه و حتی خود آمریکا مسبوق به سابقه است.

ارتش‌های هندوستان، چین و پاکستان هر سه از روی میگ ۲۱ جنگنده های بومی خود را ساخته اند. میگ ۲۱ چینی، ایرگارد اف ۷ نام گرفت، و نسخه هندی میگ ۲۱ با نام “تجاس” به ارتش این کشور پیوست و در پاکستان (با همکاری چین) پروژه مشابه “جی اف ۱۷ تاندر” نام گرفت که از همه موفق تر بود. همه این جنگنده ها ذاتا از موتور و سازه اصلی متعلق به دهه ۶۰ میلادی روسیه بهره می برند اما سیستم های اویونیک جدید و بومی خاص خود را دارند. اسرائیل نیز جنگنده موسوم به “کفیر” را بر پایه داسو میراژ ۵ فرانسوی ساخت که از موتور اف ۴ (فانتوم آمریکایی) بهره می برد) این جنگنده در سال ۱۹۹۶ از رده خارج شد. اسرائیل پیش از آن جنگنده لاوی را بر پایه میراژ ۳ ساخته بود. در آمریکا نیز جنگنده اف ۲۰ (شارک) بر پایه اف ۵ ساخته شد، گرچه این جنگنده مانور های فوق العاده ای از خود به نمایش گذاشت اما در رقابت با اف ۱۶ (فالکون) به جهت در نظر گرفتن ضریب موفقیت بهتر برای بازار های صادراتی و فروش مغلوب شد. بعد ها اف ۱۶ ها پرتعداد ترین جنگنده آماده رزمی جهان را شامل شدند و ۱۵ درصد جنگنده های آماده جهان اف ۱۶ ها بودند. مدتی بعد نیروی دریایی آمریکا سفارش جنگنده ای سبک، ارزان و مانور پذیر را داد. پروژه YF17 پاسخی برای این نیاز بود که از اف ۵ الگو برداری شده بود. نهایتا F/A18 را که امروزه مدل بهتر آن را با نام F/A18super hornet می شناسیم زاده شد. همان جنگنده های ردیف شده ی روی ناوهای هواپیما بر آمریکایی. این جنگنده که ذاتا از اف ۵ الگو برداری شده جانشین ابر جنگنده ای به نام اف ۱۴ تامکت شده که علی رغم برتری منحصر به فرد هوایی که اف ۱۴ داشت به علت هزینه های بالای تعمیر و نگهداری و پیچیدگی های فراوان برای عملیاتی نگه داشتن آن (و مشکلات خاص در ناو هواپیمابر) در سال ۲۰۰۶ توسط آمریکا بازنشسته شد و امروز ایران تنها کاربر اف ۱۴ در جهان است. گرچه اف ۱۴ نه به کشوری فروخته شد و نه نسخه ای تحت لیسانس از آن تولید شد، (بلکه باقی مانده اف ۱۴ ها توسط ماشین الات سنگین نابود شدند تا مبادا قطعات آن از بازار سیاه و ایران سر در آورند) اما اف ۱۶ توسط ژاپن با نام میتسوبیشی اف ۲ تحت لیسانس آمریکا ساخته می شود. نسخه ای دیگر در ترکیه تولید می شود که کارخانجات آن در دوران شاه فقید در ایران ساخته شده بود.

🔽تلاش موفقیت آمیز

گرچه اف ۵ جنگنده ای سبک، ارزان، چابک، چندکاره و مطمعن است که می توان با تعداد بالایی از آن برتری هوایی به ویژه برای پشتیبانی نزدیک هوایی (close air support) را به دست آورد اما تلاش های نیروی هوایی ایران برای خرید جنگنده های مدرن تر و یا رهگیر بی نتیجه ماند. یکی از گزینه های ارتش ایران جنگنده ی سوخو ۳۰ مدل اس ام بود که هر بار با کار شکنی روس ها، مذاکرات آن بی نتیجه ماند. این جنگنده نسخه مشترک هندی-روسی سوخو ۳۰ می باشد که اگر ایران می توانست به آن دست پیدا کند امکان تامین قطعات از هندوستان وجود داشت و صرفا متکی به روسیه نمی شد. اما قطع به یقین با توجه به سابقه و توانایی ایران در مهندسی معکوس، تحریم ها بهانه خوبی برای روس ها بود تا از تولید مشترک، عرضه و پیش فروش تا پس از برداشته شدن تحریم ها هم امتناع کنند. همه این حوادث موجب شد تا ایران بیش از پیش بر رفع نیاز تجهیزات هوایی خود بر توان داخلی تمرکز کند و تولید واقعی جنگنده را به بخش های زیربنایی از جمله موتور و سامانه های هیدرولیکی گسترش دهد. اتفاقی که تنها برای قدرت های نوظهور محتمل است.

دیدگاه شما چیست؟