یادی از طاهر عبدالجبار معمار استقلال تاجیکستان از شوروی به بهانه سالروز درگذشت او

طاهر عبدالجبار دهم فوریه ۱۹۴۶(۲۱ بهمن ۱۳۲۵) در ناحیه اشت استان سغد تاجیکستان بدنیا آمد. سال ۱۹۶۶(۱۳۴۵) در رشته جغرافیا از دانشکده آموزگاری دوشنبه فارغ التحصیل شد. پس از چند سال کار در فرهنگستات علوم تاجیکستان، سال ۱۹۷۴(۱۳۵۳) در مسکو از رساله دکترای خویش با موضوع رشد اقتصادی اجتماعی پاکستان دفاع کرد. او از سال ۱۹۷۶(۱۳۵۵) به مدت یازده سال به عنوان مترجم در افغانستان بسر برد.درین زمان او مدتی به عنوان مترجم سفارت شوروی و چندی نیز به عنوان استاد دانشگاه علوم اجتماعی کابل فعالیت می کرد.در سال ۱۹۸۷(۱۳۶۶) به تاجیکستان برگشت و فعالیت در فرهنگستان علوم تاجیکستان را از سر گرفت.

پایان دهه هشتاد میلادی و فضای باز سیاسی دوران گورباچف در اتحاد جماهیر شوروی، با تاسیس سازمان مردمی رستاخیز حضور طاهر عبدالجبار را در عرصه سیاست تاجیکستان به همراه داشت. سازمان مردمی رستاخیز از درون محفل های فرهنگی اجتماعی معروف به «آشکارا» و «رو به رو» که با ابتکار طاهر عبدالجبار ایجاد شده بود، بوجود آمد. این سازمان با حضور روشنفکرانی مانند بازار صابر، محمدجان شکوری بخارایی، ساتم الغ زاده، شرف الدین امام، میربابا میر رحیم، خلیفه بابا حامداف و… شکل گرفت. در ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۹(۲۳ شهریور ۱۳۶۸) در شهر دوشنبه و در دانشگاه دولتی تاجیکستان جلسه ای به ریاست رحیم مسلمانیان قبادیانی با حضور بیش از چهل تن از روشنفکران برگزار گردید و طاهر عبدالجبار به ریاست سازمان رستاخیز برگزیده شد. سازمان رستاخیز با هدف احیای هویت ملی و ارزش های فرهنگی و تاریخی تاجیکها و رسمیت بخشیدن به زبان فارسی تاجیکی و استقلال تاجیکستان تشکیل گردید. علی رغم مخالفت های سران کمونیست دولت وقت تاجیکستان با این سازمان و تلاش آنها برای محدود ساختن فعالیت این سازمان در ابعاد فرهنگی، تلاش های طاهرعبدالجبار باعث شد این سازمان مدتی بعد در شکل سیاسی به عنوان حزب رستاخیز به رسمیت شناخته شد. این سازمان نخستین سازمان مخالف حزب کمونیست در تاجیکستان شوروی بود .طاهر عبدالجبار طرح اقتصادی استقلال تاجیکستان را نوشت که در روزنامه جوانان تاجیکستان بچاپ رسید. نقش این حزب در حوادث ژانویه ۱۹۹۰(دی ۱۳۶۸)و در اعتراضات به حاکمیت حزب کمونیست تاجیکستان باعث افزایش محبوبیت آن در میان مردم شد، قهار محکم اف رئیس جمهور وقت تاجیکستان و اعضای حزب کمونیست حاکم، رستاخیز را به مخالفت با ملی گرایی کمونیستی، وابستگی به همسایگان و مخالفت با روس ها و سایر ملل شوروی متهم کردند.روزنامه های دولتی حزب و طاهر عبدالجبار را متهم میکردند که مردم را به قیام و شورش تشویق میکنند. آنان واژه رستاخیز را به قیام تعبیر میکردند در حالی که رستاخیز در نزد طاهر عبدالجبار و رهبران آن معنای رهایی و احیا می داد.در اعتراضات و تجمع در میدان شهیدان در فوریه ۱۹۹۰(بهمن ۱۳۶۸) خلیفه بابا حامداف نایب رئیس حزب از برگزارکنندگان آن بود. بدنبال این تجمع هیات ۱۷ نفره ای از جمله طاهر عبدالجبار،خلیفه بابا حامداف، بازار صابر، بوری کریم اف برای مذاکره با حکومت تعیین گردید. پس از سرکوب خشن این اعتراضات در انتخابات ۲۵ فوریه ۱۹۹۰ (۶ اسفند ۱۳۶۸) شورای عالی پارلمان، علی رغم تبلیغات حزب کمونیست بر علیه حزب رستاخیز، طاهر عبدالجبار و بازار صابر توانستند به پارلمان راه یابند. در آن زمان طاهر عبدالجبار، اصل الدین صاحب نظراف، حاجی اکبر توره جان زاده و حیدر شاه اکبر زاده از انگشت شمار افرادی بودند که آشکارا به انتقاد از حکومت وقت تاجیکستان می پرداختند. در پارلمان به طاهر عبدالجبار حتی لقب میکروفن شماره ۶ داده بودند و برای جلوگیری از سخنان او گاهی میکروفن او را خاموش می کردند یا فرصت صحبت را از او می گرفتند. فضای باز سیاسی دولت وقت شوروی، پخش تلویزیونی مذاکرات پارلمان، سخنان شجاعانه و جسارت طاهر عبدالجبار در بیان آشکار مواضع درست و عالمانه و ملی گرایانه خود نام او را در سرتاسر تاجیکستان بر سر زبان ها انداخت.

در پارلمانی که بسیاری از نمایندگان حتی به زبان فارسی تاجیکی سخن نمی گفتند و تلاش های بسیاری می کردند تا زبان روسی را به عنوان زبان اول دولتی تاجیکستان تعیین کنند، طاهر عبدالجبار یک تنه به دفاع از زبان فارسی تاجیکی می ایستاد و همیشه به زبان نیاکان سخن می گفت. تصویب قانون زبان و تعیین زبان تاجیکی فارسی به عنوان زبان رسمی دولت تاجیکستان از مهمترین اهداف حزب رستاخیز و طاهر عبدالجبار بود‌.احیای خط فارسی نیز از نکاتی بود که درین قانون به تصویب رسید و قرار بود در سال ۱۹۹۶ خط رسمی کشور نیز از خط سیرلیک به خط نیاکان برگردد. اگرچه بعدها جنگ داخلی باعث ناکام ماندن این قانون شد. طاهر عبدالجبار رسمی شدن زبان فارسی تاجیکی را گام مهمی در حفظ هویت ملی و تاریخی تاجیکان بشمار می آورد، او و هم اندیشانش همچنین هدف تغییر خط در دوران شوروی را جداکردن پارسی گویان آسیای میانه از جهان ایرانی می دانستند و خط سیرلیک را عامل مهم گسست تاجیکان با فرهنگ گذشته خود و ایجاد بحران هویتی و فرهنگی عمیق در میان تاجیکان بشمار می آوردند.

طاهر عبدالجبار مدتی بعد نخستین متن اعلامیه استقلال تاجیکستان را نوشت و خواستار تعلیق فعالیت حزب کمونیست شد. این اعلامیه با متهم کردن طاهر عبدالجبار به جدایی خواهی رد شد و نمایندگان کمونیست پارلمان اعلام کردند که تاجیکستان در اتحاد شوروی بوده، هست و خواهد ماند. پس از اعلام رسمی فروپاشی اتحاد شوروی در مسکو و به دنبال از سرگیری اعتراضات، قهار محکم اف استعفا داد. مدتی بعد شورای عالی پارلمان در ۹ سپتامبر ۱۹۹۱(۱۷ شهریور ۱۳۷۰) همان متن اعلامیه استقلال طاهر عبدالجبار را به تصویب رساند و استقلال تاجیکستان از شوروی را اعلام کرد. نخستین انتخابات ریاست جمهوری تاجیکستان پس از استقلال در نوامبر ۱۹۹۱(آبان ۱۳۷۰) برگزار شد، رحمان نبی اف رهبر سابق حزب کمونیست، خداوردیف نامزد حزب رستاخیز را شکست داد. اختلاف بر سر نتیجه انتخابات جنگ داخلی و شهروندی را آغاز کرد. در دوران تلخ جنگ شهروندی فعالیت حزب رستاخیز که بیشتر اعضای آن از روشنفکران و فرهنگیان تاجیکستان بودند، کاهش پیدا کرد. اعضای حزب پراکنده شدند و گرایشات مختلفی پیدا کردند، شماری از اعضای آن حزب دموکرات را تاسیس کردند، تعدادی به حزب کمونیست بازگشتند، میربابا میررحیم زندانی شد. در سال ۱۹۹۳(۱۳۷۲) دادگاه عالی تاجیکستان حزب رستاخیز را در کنار دیگر احزاب مانند حزب دموکرات، حزب نهضت اسلامی، سازمان لعل بدخشان و… غیر قانونی اعلام کرد. در پی ممنوعیت فعالیت حزب طاهر عبدالجبار ابتدا به مسکو و سپس به ایران مهاجرت کرد و تا سال ۱۹۹۶(۱۳۷۵) در بخش روسی رادیو ایران مشغول به فعالیت شد. او در سال ۱۹۹۶(۱۳۷۵) به بیشکک رفت و به تدریس در دانشگاه های قرقیزستان مشغول شد.

پس از امضای سازشنامه صلح در سال ۱۹۹۷(۱۳۷۶) که خود او نیز نقش مهمی در به سرانجام رسیدن آن داشت، اگرچه فعالیت مجدد احزاب ممنوع شده قانونی و‌مجاز شمرده شد اما طاهر عبدالجبار دیگر حزب رستاخیز را احیا نکرد.

استاد طاهر عبدالجبار سال ۲۰۰۷(۱۳۸۶) به تاجیکستان بازگشت و مدتی در دانشگاه بین المللی تاجیکستان به تدریس پرداخت.

او در ۲۱ آپریل سال ۲۰۰۹(۲ اریبهشت ۱۳۸۸) در سن ۶۳ سالگی بر اثر سرطان درگذشت.

نسیب جان امانی که خاطرات و مقالات استاد و یادنامه های او را در دو ‌کتاب جمع آوری کرده است می گوید:

طاهر عبدالجبار آنچه را که شعار سازمان رستاخیز بود یعنی پندار نیک گفتار نیک کردار نیک را در زندگی بشکل عملی در رفتار و زندگی اش نشان داد.

دیدگاه ها در باره شخصیت ها استاد طاهر عبدالجبار

طاهر عبدالجبار شخصیت و دانشمندی معمولی نبود‌. او را در ردیف کسانی چون علامه اقبال و مهاتما گاندی باید بشمار آورد. جهان بینی و اخلاقیات او چون گاندی بود که میخواست مشکلات را با تکیه بر خرد و دانش حل کند که البته نشد. اندیشه بزرگ و عالمانه و عارفانه او در زمانش درک نشد و او را نفهمیدند. برای اجرای اندیشه ها و رسیدن به آرمان هایش اگرچه برای طاهر دیر شد اما برای تاجیکان هنوز دیر نیست.

مومن قناعت

طاهرعبدالجبار چندین سال یکی از پیشوایان ملت بود.در مبارزه ها سروری می کرد و سخن اساسی را می گفت. او در تاریخ مبارزات ملی و آزادی خواهی ما جایگاه بسیار بلندی دارد که این جایگاه اندک اندک شناخته خواهد شد. برای شناخت کامل او سازمان بزرگی لازم است تا سخنان و گفتارها، آثار و نوشته های پراکنده او را جمع آوری کرده و با بررسی آنها سیمای طاهر عبدالجبار به عنوان یک پیشوای دانشمند نمایان خواهد شد.

محمد جان شکوری بخارایی

لاله های دشت اشت سر خمیده اند، طبیعت دامان گریه سر داده است. از این دشت پنج روز قبل بار آخر به زادگاه خود ابرمرد دوران، پایه گذار استقلال تفکر استاد طاهر عبدالجبار می گذشت. صحنه ی قتل آرتور از داستان خرمگس یادم آمد. تیر می بارید و آرتور مژه نمی زد: من به مرگ تمسخر می کنم… استاد نیز تا لحظات آخر عمر با وجود اینکه می دانست برای زیستن امیدی نیست از آینده ی ملت حرف می زد: «رستن آسان و برخاستن مشکل. برخاستن و ساختن آرمان رستاخیز است. فقط برای دفاع استقلال و غرور ملی برخاستن لازم است»

آخرین حرف استاد این بود:« از بحران مالی نترسید… اهرمن- بحران معنوی است…»

نجم الدین شاهین باد- نویسنده ی تاجیک

طاهر عبدالجبار برای تاجیکستان شخصی نادر بود و از دانش های زیادی در بخش سیاست، اقتصاد و اجتماع برخوردار بود. همزمان انسانی بزرگ و با تحمل بود. در اواسط دهه هشتاد میلادی طاهر عبدالجبار که از جانبداران قانون زبان تاجیکی در این جمهوری شوروی بود، در گردن خود شعاری آویخته بود و در خیابان ها می گشت و خواستار پذیرش این قانون شد.

احمدشاه کاملزاده

حرکت در حال تشکل روشنفکری تاجیک که استاد طاهر از احیا گران بزرگ و سرشناس آن بود، با درگذشت ایشان وارد مرحله ی سنگین شد. برای آنهای که قابلیت درک مسایل را دارند می خواهم بگویم که این انسان شریف مسئولیت خویش را در نزد ملت و تاریخ سر بلندانه اجرا کرد.

باور دارم که روزی ملت تاجیک در شناخت افراد تاریخی خویش تجدید نظر و چهره های اصلی سیاسی، مذهبی و ملی را شناخته و به خودشناسی خواهد رسید. این یک امر تاریخ و طبیعی ملتی است که آن را برای خود فرض و واجب می داند.

بانو آی نهال بابانظر

طاهر عبد الجبار سازمان خود را رستاخیز بدان معنی نامگذاری کرده بودند که ملت تاجیک چون مرغ هما از خاکستر تاریخ دوباره زنده شده پر-پر زنان به پرواز دراید. این معنی همان خودشناسیِ ملی و استقلالیت دولتی را داشت. ایرانی نژادان حتی فصل بهار سال را به رمز رستاخیز گویند.

دکتر ظفر میرزایان

بیست و پنج سال مقدم من بار اول اورا در کابل دیدم. مرد بسیار باتمکین و کم سخن بود. اکثر اوقات می شنید و شنیده هایش را در ذهنش جای می داد. افکارش فیلسوفانه بود و اقتصاد و سیاست را خوب می دانست. سخنش همه پند و حکمت آمیز صدا می داد.

عباد الله عاقل پور

استاد طاهر عبد الجبار به امر تقدیر در تاجیکستان، ایران و افغانستان زیست و همواره پاسدار عظمت و شکوه آریایی بود. استقلال واقعیِ تاجیکستان و همبستگیِ فارسی زبانان از جمله ی آرمان های حقیقیِ این مرد آزاده به شمار می رفت.

درگذشت استاد را برای آزادی خواهان و استقلال طلبان تاجیکستان تسلیت می گوییم، که یک آزادی خواه اصیل به معنیِ تام کلمه از کنارشان یا درست ترش از صف پیششان رفت.

اگرچه این تلفات سخت و سوزان است اما باید مادر تاجیک را به پروراندن چنین فرزندانی آزاده و طاهر تبریک و شاد باش گفت. این ملت باید پاک مردانی چون طاهر را قربان کند تا به حد آرمانیِ پاکی و سر بلندی برسد.

هاشم خال زاده ی نیک ورز-خبرنگار تاجیک

استاد طاهر نه تنها ناطق محکم سخن، بلکه یک انسان گشاده دل، نرمخو، و مهربان نیز بودند و این خصلت ها سبب می گشت، که آدمان به ایشان میل کنند، زود عنس بگیرند، به او اعتماد نمایند و دل خود را برایش باز کنند.

احترام عمیق به شخصی که از پس منصب و مقام ندوید و مقام خویش را با شکسته نفسیِ ویژه ی خودش ساخت.

سلیم ایوب زاد- نویسنده و خبرنگار تاجیک

طاهر عبدالجبار دانشمندی برجسته، سیاست مداری نیک سرشت و اخلاق مدار و ایران پرستی شجاع بود. آرمانش اتحاد جهان ایرانی، همگرایی و یگانگی ایران بزرگ و احیای هویت نیاکان در تاجیکستان بود. اگرچه در تهران قدر حضور ارجمندش را ندانستند، در دوشنبه قصد کمرنگ کردن نامش را کردند اما اندیشه ها و آرمان هایش همچنان زنده و فروزان خواهند ماند.

یاد او که بحق معمار واقعی استقلال تاجیکستان نام گرفته است گرامی باد.

دیدگاه شما چیست؟