نامه پیروز مجتهدزاده به محمدجواد ظریف

مطلبی از فیسبوک پیروز مجتهد‌زاده خطاب به ظریف که در تاریخ ۱۹ دی ماه ۱۳۹۴ منتشر شد:

جناب آقای محمد جواد ظریف
وزیر خارجه محترم جمهوری اسلامی ایران
شما در بحث‌های اخیر خود صحبت از آن کردید که ایران و عرب در منطقه خاور میانه در یک کشتی قرار دارند – مگر قرار بود غیر از این باشد؟
شما فرمودید که روابط ما با دنیای عرب اهمیت زیادی دارد و باید از روابط با دنیای عرب حمایت کرد و حرف‌هایی در این حد و حدود – مگر کسی خلاف این را گفته است؟ – آنچه از شما انتظار می‌رود و خواسته می‌شود این است که این راه را درست طی کنید نه آن گونه که صادق خرازی به شما دیکته می‌کند و راه شما را هم می‌خواهد به چاه رساند. آقای ظریف غیر قابل قبول است شما که از سال ۱۳۷۶ در خدمت آقای صادق خرازی در تن پوش عربی (دیشداشه) و نعلین عربی در عربستان سعودی می‌گشتید، تاکنون ماهیت سیاسی خطرناک آن فرد را نشناخته باشید.
– آقای ظریف از شما انتظار می‌رود که در مقام رئیس مجرب دیپلماسی کشور این درک ژئوپولیتیکی را حاصل کنید که روابط خوب و سازنده با کشورهای دیگر در همسایگی، در منطقه، و یا در جهان گسترده‌تر فقط از راه برقراری یا ایجاد موازنه‌های سیاسی، استراتژیکی و یا ژئوپولیتیکی حاصل می‌شود نه از راه ضعف نشان دادن و خواهش و تمنا کردن و همه چیز خود را تحویل زورگویان متجاسر در همسایگی و یا در دور دست دادن، آن گونه که صادق خرازی تجویز می‌کند.
– آقای ظریف آیا به خاطر نمی‌آورید که صادق خرازی غرامت جنگی میلیاردی تعیین شده از سوی سازمان ملل متحد را به صدام حسین بخشید و سرزمنین‌های بلاتکلیف مانده مرزی در نتیجه جنگ را به عراق واگذار کرد؟
– آقای ظریف آیا به خاطر نمی‌آورید صادق خرازی چگونه مامور مخابرات صدام حسین را به ایران آورده، و به منظور واسطه‌گری بین او و شیوخ عرب آن سوی خلیج فارس، او را در مقام «مشاور وزیر خارجه» جمهوری اسلامی گمارد: شخصی که هنوز هم، درحالی که کارمند رسمی شیخ قطر است، کارمند رسمی وزارت خارجه ایران هم هست، بی‌آنکه حتی شناسنامه و پاسپورت ایرانی برایش درست کنید و یا خود علاقمند باشد که برای توجیه ظاهر قضیه هم که شده است خواهان تهیه پاسپورت و شناسنامه ایرانی باشد.
– آقای ظریف آیا به خاطر نمی‌آورید که همین شخص (صادق الحسینی) پس از سقوط رژیم منفور صدام حسین به ابواب جمعی انتقال یافته از صدام حسین به شیخ سابق قطر در خدمت اطلاعات آن شیخ جانشین صدام حسین در خلیج فارس تحویل گردید و در حالی که در استخدام شیخ قطر است در استخدام ننگین وزارت خارجه شما هم هست، و چنین خیانت علنی حتی قابل تصور نیست؟
– آقای ظریف مگر شما به خاطر نمی‌آورید که صادق خرازی با گرفتن پول گزاف از شیخ سابق قطر و شیوخ ابوظبی و آل سعود از طریق همین فرد (صادق الحسینی) هم کوشید نام خلیج فارس را تضعیف کند و هم سرنوشت حقوقی جزایر تنب و ابوموسی را به تردید اندازد و پرونده‌ای که در این زمینه در وزارت خارجه باز گذاشته است حتی متکی را وادار کرد تا در جلسه شکایت وزیران خارجه اتحادیه عرب به شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران به اتهام اشغال کردن جزایر تنب و ابوموسی شرکت کند و مرتکب بزرگ‌ترین خیانت علیه کشور خودش شود. وزارت خارجه شما در بی‌شرمی تمام حتی به این شکایت اعتراض نکرد، در حالی که نامه اعتراض حقوقی بسیار قوی و موثر من به دبیر کل سازمان ملل متحد توانست از ثبت شدن آن توطئه پلید علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد جلوگیری کند؟
– آقای ظریف مگر شما به یاد نمی‌آورید که این آقای صادق خرازی با گرفتن میلیون‌ها دلار از امریکائی‌ها اندیشه «تعلیق غنی سازی اورانیوم» را به سر آقایان کمال خرازی (وزیر خارجه وقت) و حسن روحانی (رئیس وقت هیات مذاکره کننده با پنج به اضافه یک) انداخت و من چه فریاد‌ها کشیدم که تعلیق کردن تسلیم شدن است و تسلیم شدن در برابر رقیبان یا دشمنان در سیاست خارجی مساوی است با نابود شدن همه چیز؟ و آیا به یاد نمی‌آورید که این احمدی‌نژاد بود که به محض از راه رسیدن دستور داد تا تعلیق شکسته شود و غنی سازی تا حد بیست درصد چلو رود و همین تاکتیک شرایط لازم را به وجود آورد که غرب را وادار نمود تا با ایران از در مرافقت وارد شود و به چای تهدید‌های جنگی شبانه روزی، حاضر شود برای حل آن بحران با ایران به «توافق» برسد که توانست زمینه را برای حصول موازنه‌های لازم در روابط ایران و غرب در دولت یازدهم آماده سازد.
– آقای ظریف آیا به یاد نمی‌آورید که آقای صادق خرازی در توطئه‌های درازمدت «ترور شخصیت من» ضمن شایع کردن تهمت پلید در زمینه طرفداری من از احمدی‌نژاد، خود از طریق مشاعی در آن دولت نفوذ کرده و ظرف کمتر از یک سال مشاعی و احمدی‌نژاد را هم به جمع مصدق پرستان خود وارد کرده و راه آن دولت را در سیاست‌های داخلی و خارجی به چاه کشاند؟

– آقای ظریف آیا یه خاطر نمی‌آورید که صادق خرازی در حالی با منوچهر متکی وارد جنگ زرگری شد که متکی در دام توطئه‌های او گرفتار آمده بود و با وزیران خارجه عرب و دبیر کل قطری شورای همکاری خلیج فارس از عربی بودن حلیج فارس سخن می‌گفت و از امکان برگرداندن جزایر تنب و ابوموسی؟ که خوشبختانه همه این بی‌شخصیتی‌ها توسط دکتر صالحی بر افکنده شد و او تنها وزیر خارجه هوشیار و بادرایت بیست سال اخیر کشور است که هرگز اجازه نداد پایش در توطئه‌های صادق خرازی گیر کند.
– آقای ظریف آیا به خاطر نمی‌آورید به هنگام تجاوز نظامی مشترک قطر و ابوظبی به آب‌های سرزمینی اطراف جزیره ابوموسی در سال ۲۰۰۴ که منجر به دستگیر کردن ماهیگیران اتباع ایران و حبس و محاکمه غیر قانونی آنان در دوبی و ابوظبی و کشته شدن یک تن دیگر از آنان در دوحه پایتخت قطر شد، وزارت خارجه تحت نفوذ صادق خرازی نه تنها از هر گونه اعتراض رسمی و غیر رسمی به آن تجاوز علنی خود داری ورزید، بلکه از واکنش نظامی مشابه که از سوی قوانین بین المللی تجویز شده است نیز جلوگیری کرد، چرا؟ او با شیوخ قطر و ابوظبی چه قول و قرارهایی داشت؟
– آقای ظریف آیا به یاد نمی‌آورید که خود شما در نتیجه باز بودن دوسیه خیانت به ایران در وزارت خارجه جمهوری اسلامی در مورد جزایر تنب و ابوموسی به گزارش خبرگزاری‌ها از قول یک نشریه انگلیسی زبان اماراتی «دفنس نیوز = defense news»، مورخ ژوئن ۲۰۱۴، پس از سفر دو ساعته وزیر خارجه امارات به تهران و سفر کوتاه مدت شما به کویت، به گفته همه رسانه‌های ایرانی صحبت از احتمال «مذاکره برای تعیین تکلیف این جزایر» به میان آوردید و من بلافاصله در‌‌ همان روز‌ها این حرف بی‌جای شما را در رسانه‌های ایرانی و بین المللی خنثی کردم بر اساس این استدلال که «حتما منظور آقای وزیر خارجه مذاکره برای رفع سوء تفاهم در مورد جزایر تنب و ابوموسی بوده است» و شما در مصاحبه‌ای مجددا تایید کردید که منظور شما «مذاکره برای رفع سوء تفاهم» بوده است؟
– آقای ظریف آیا به یاد نمی‌آورید که پس از اعلام انتخاب شما به وزارت خارجه دولت یازدهم همین آقای صادق خرازی چه الم شنگه‌ای به راه اندخت تا حد اقل بتواند در دولت یازدهم نفوذ کرده و راه این دولت را هم به چاه کشاند. او موفق شد برخی از عوامل خود (از جمله فرمانبردار او در روزنامه اطلاعات که اولین فحاشی نسبت به من را در مطبوعات کشور باب جرد) را در نقاط استراتژیکی دولت یازدهم جا سازی کند (برای نمونه قراردان مجید تفرشی به عنوان متخصص مطالعات خلیج فارس در نهاد ریاست جمهوری).
– اقای ظریف شایان توجه است که عوامل و مزوران این استاد تزویر و بی‌اخلاقی سیاسی بنده را در فضای مجازی متهم به حسادت نسبت به انتخاب شما به این شغل می‌کنند، بی‌اعتنا به این حقیقت که من یک پژوهشگر دانشگاهی هستم که از سنین عقلایی در سطح آکادمیک هرگز هوای این گونه پست و مقام دولتی را در سر نپرورانده‌ام چون خوب می‌دانم و ایمان دارم به اینکه در مقام منتقد دانشگاهی مسائل ژئوپولیتیکی در سیاست خارجی بهتر می‌توانم به منافع ملی کشورم خدمت کنم. این مزدوران گرسنه که در اطراف صادق خرازی جمع شده‌اند حتما نمی‌دانند که از تاریخ انتخابات ریاست جمهوری دولت نهم (۱۳۸۴) تا کنون دو بار (یک باز پیش از انتصاب شما) برای پست وزارت خارجه نامزد شدم و آن پیشنهاد را محترمانه رد کردم چون خوی و اخلاق استقلال خواهانه شدید خود را آماده پذیرفتن چنان مشاغلی ندیده و نمی‌بینم که اصولش از سوی توصیه‌های شخصی مانن صادق خرازی تعیین شود.
و سر انچام جناب آقای ظریف، به جای توسل به سفسطه در زمینه نداشتن اختیارات لازم در هدایت سیاست خارجی کشور (که اگر واقعیت داشته باشد باید شما را مکلف به ترک پست و مقامی سازد که با اختیارات لازم توام نیست)، امیدوارم که برای حفظ حرمت و اعتبار شخصی خود و وزارت امور خارجه در دولت یازدهم جمهوری اسلامی و برای جلوگیری از هتک حرمت منتقدین دانشگاهی مقرر فرمائید دو دفتر یا پرونده بسیار زیانبار که صادق خرازی در وزارت خارجه باز کرده است، بسته شود:
۱- پرونده تحویل دادن تدریجی جزایر تنب و ابوموسی به امارات متحده عربی به عنوان بهای دوستی عرب که هرگز اتفاق نخواهد افتاد و به همین دلیل است که فورمول‌های دیپلماسی مطابق موارین پذیرفته شده ژئوپولیتیکی در روابط بین المللی برای ایجاد صلح و امنیت بر اساس ایجاد موازنه‌های لازم دیپلماتیک و استراتژیک و ژئوپولیتیک جانشین تمنا‌ها و تحویل دادن شرف ملی را می‌گیرد:

۲- پرونده دشمنی ورزیدن نسبت به منتقدین دانشگاهی سیاست خارجی کشور. در این رابطه وضعیت اینجانب بهترین نمونه است در به توجه رساندن ابتکار فوق العاده زیانبار آقای صادق خرازی نسبت به اعتبار کار وزارت خارجه در نتیجه شخصی کردن واکنش به انتقادات دانشگاهی نسبت به سیاست خارجی کشور و تبلیغ خصمانه با هدف معرفی کردن منتقد دانشگاهی به عنوان دشمنان شخصی خود و دستگاه وزارت خارجه.
– جناب آقای ظریف این تنها راهی است که شما و جانشینان شما و خود دستگاه دیپلماسی کشور می‌توانید از اسارت فرهنگ منحط تحمیل شده بر آن دستگاه توسط صادق خرازی رهایی یابید.

با تقدیم بهترین آرزو‌ها و احترامات
پیروز مجتهدزاده
۱۹ دی ماه ۱۳۹۴

دیدگاه شما چیست؟