احتمال تجدید نظر در واگذاری بندر رجایی به خانواده مقیم امارات

احتمال تجدید نظر در واگذاری بندر رجایی به خانواده مقیم امارات

متاسفانه این رتبه بندی در بحث بنادر ، وجود ندارد و جایگاه تخصصی شرکت
ها مشخص نیست کما این که در بحث واگذاری بندر شهید رجایی نیز چنین بحثی
از سوی مدافعان واگذاری هم صورت نگرفته است!

به گزارش عصرایران از زمانی که بحث واگذاری بندر شهید رجایی به یک شرکت خانوادگی
که اعضای آن مقیم امارات متحده عربی هستند ، رسانه ای شده و توجه افکار
عمومی را به خود جلب کرده است ، جریان حامی این واگذاری ، با اتهام زنی
به رسانه های منتقد ، سعی در منکوب کردن این انتقادات کرده است ، بدین
شکل که به منتقدان این واگذاری برچسب زد و بند با شرکت  “تایدواتر” را می
زند و چنین وانمود می کند که رسانه ها از “تاید واتر” پول گرفته اند تا
نگذارند این واگذاری صورت گیرد!

تاید واتر ، اپراتور نخست بندر شهید رجایی است و قرار است به زودی
اپراتور دوم را نیز در این بندر در کنار خود داشته باشد.

این که ممکن است رسانه ای وجدان و شرافت کاری خود را به حراج بگذارد و
در قبال مواهبی حرام و آتشین، منافع ملی را نادیده انگارد ، پدیده ای
ناممکن نیست و از این رو ، می توان تصور کرد که در فرداروزی ، رسانه ای
هم با آن شرکت خانوادگی متمول ببندد و جریان را معکوس کند.

اما واقعیت این است که بخش قابل توجهی از رسانه ها به ویژه در فضای مجازی
از این اتهامات مشمئز کننده مبرا هستند و عملکردشان در دفاع از منافع ملی
، به رغم داشتن اختلافات سیاسی و فکری ، مؤید این مدعاست.

بندر شهید رجایی
بندر کانتینری شهید رجایی

به هر حال در خصوص واگذاری بندر شهید رجایی نکاتی چند قابل توجه است که
به اختصار بدان ها اشاره می شود:

۱ – آقایان به جای آن که از سنت زشت برچسب زنی به منتقدان استفاده کنند ،
ثابت کنند که واگذاری این بندر استراتژیک به شرکتی که اعضایش در دوبی
اقامت دارند و با “آن ور آبی ها” زندگی می کنند ، تأمین کننده منافع ملی
است.

۲ – مسوولان می گویند این واگذاری به طور کامل قانونی بوده است. البته از نظر
شکلی شاید چنین باشد و به طور مثال پاکت های مزایده را در موعد قانونی باز کرده
و برنده را بدون تبانی انتخاب کرده باشند و نظایر این ها … اما آیا فقط
بحث بر سر شکل قانونی و پروسه اداری است یا موضوع توانمندی ها هم مطرح
است؟

به طور طبیعی وقتی قرار است بندری که ۹۰ درصد واردات و صادرات کشور از آن
انجام می شود ،به شرکتی واگذار شود ، باید آن شرکت توانایی تخصصی بندر
داری و ترانشیپ(ترانسشیپ) را داشته باشد.

سوالی که مطرح است این که آیا شرکت برنده مزایده ، این توانایی تخصصی را
دارد و تا کنون تجربه ترانشیپ داشته است؟ پاسخ منفی است و این منفی بودن
پاسخ را مسوولان ارشد وزارت راه هم تأیید می کنند.

مگر گلوگاه اقتصاد ایران محل آزمون و خطا یا گوشت نذری است که آن را به
یک شرکت بی تجربه و البته نورچشمی بدهند و معیشت ۷۵ میلیون نفر را به یک
شرکت خانوادگی – مرد، همسر و دختر- وابسته نمایند؟!

۳ – الان اگر شرکتی بخواهد در همان وزارت راه و شهرسازی ، عهده دار ساخت
یک جاده ۱۰ کیلومتری باشد ، باید “رتبه” خاصی داشته باشد تا اجازه
حضور در مناقصه را به او بدهند. متاسفانه این رتبه بندی در بحث بنادر ،
وجود ندارد و جایگاه تخصصی شرکت ها مشخص نیست کما این که در بحث واگذاری
بندر شهید رجایی نیز چنین بحثی از سوی مدافعان واگذاری هم صورت نگرفته
است!

۴ – حامیان واگذاری بندر شهید رجایی می گویند که شرکت برنده ، در چند
بندر دیگر هم فعالیت دارد و به همبن دلیل صلاحیت لازم برای تصدی گری در بندر رجایی
را نیز دارد. این در حالی است که درباره حضور این شرکت در بنادر قبلی هم
ابهامات زیادی وجود دارد که رسانه ها با سند و مدرک آن را منتشر کردند
(از جمله حضور در معاملات دولتی با هویت مجعول) اما تا کنون هیچ جواب
روشنی ، نه از سوی مسوولان و نه از طرف این شرکت جنجالی به این ابهامات
جدی داده نشده است!

۵ – قابل توجه جریانی که می گوید منتقدان با “تاید واتر” بسته اند تا
نگذارند انحصارش شکسته شود:
انحصار می تواند فساد آور باشد و رقابت ضد انحصار است ، از این رو ما نیز
بر این باوریم که باید شرکت های دارای تخصص دیگر نیز وارد این عرصه شوند
تا رقابتی سالم شکل بگیرد و “تاید واتر” انحصار این عرصه را نداشته باشد.
در این باره نکاتی وجود دارد که باید بدان ها توجه ویژه شود:

الف – قرار است ترمینال ۲ به شرکت جدید خانوادگی سپرده شود. ظاهر امر این
است که با این واگذاری ، بین “تاید واتر” و این شرکت جدید ، رقابت برقرار
شود ؛ اما این فقط ظاهر ماجراست چون طبق برنامه در فازهای بعدی ، بخش
عمده ای از فعالیت بندر به ترمینال ۲ خواهد رفت و در واقع بندر شهید
رجایی ، مترادف خواهد بود با ترمینال ۲ که با این اوصاف ، یک انحصار جدید
شکل می گیرد.
جالب است ؛ به اسم انحصار شکنی ، انحصار جدیدی ایجاد می شود!

ب – برای انحصار شکنی ، باید شرکت های مجرب و کنسرسیوم های متخصص وارد
عرصه شوند و اگر در حال حاضر چنین شرکت هایی وجود ندارند ، می توان با
واگذاری بخش های کوچک ، آنها را به تدریج با این تخصص آشنا کرد ، نه این
که به خانواده x گفت بفرمایید بندر مال شما !

ج – باید از تجربه بنادر “هاب” جهان مانند روتردام و هنگ کنگ و …
استفاده کرد و دید آیا با مدیریت واحد و البته تحت نظارت توانسته اند
موفق شوند یا با رقابت های درون بندری یا رقابت های میان بندری؟
اگر رقابت درون بندری مثمر ثمر است که باید این رقابت را در درون بندر
رجایی ایجاد کرد و اگر رقابت میان بندری بهتر است ، شرکت های رقیب به جای
تجمع در یک بندر ، بنادر دیگر ایران را آباد کنند و بحث ترانشیپ و نظایر
آن را فعال کنند. البته همه این ها مشروط به استقرار نظام “رتبه بندی”
است تا صلاحیت ها کاملاً قابل اندازه گیری فنی باشد.

۶ – و اما در پایان یک خبر خوب از منابع مسؤول این است که وزیر راه و
شهرسازی ، به طور مستقیم وارد این موضوع شده و به احتمال قوی در این واگذاری که
هنوز نهایی نشده است ، تجدید نظر اساسی صورت خواهد گرفت… منتظر می مانیم
تا ببینیم سرانجام این ورود چه خواهد بود؟!

 

دیدگاه شما چیست؟