ملت حاضر، دولت غایب – فرهاد باغبانی

ملتِ حاضر، دولتِ غایب!

فرهاد باغبانی

 

 

ای قوم به حج رفته … فریاد مردم، صدای خداست…

 

 

چند روز پس از وقوع زمین لرزه ای شدید و هولناک که باعث کشته و زخمی شدن بسیاری از هموطنان آذربایجانی ما شد، قلب های مردم همچنان آکنده از غم و اندوه برای مصیبت های وارده به زلزله زدگان مناطق شمال غربی ایران زمین می تپد.
در این حادثه ی شوم ملت ایران بار دیگر به خوبی نشان داد که در هنگام وقوع حوادث ناگوار طبیعی همچون زلزله، چگونه بایکدیگر همبسته و متحد می شوند.
مردم به صورت گروهی بدون آن که دولت نقش چندان زیادی از خود نشان داده باشد، به تشکیل ستادهای مردم نهاد روی آوردند و به جمع آوری انواع کمک های مردمی روی آوردند. در شبکه هوشیاری ملی و فضای مجازی هم بیشترین انعکاس های خبری دیده شد. مفهوم شهروندخبرنگار بار دیگر خود را همچون انتخابات سال ۸۸ نشان داد. صدا وسیمایی که می بایست در نقش رسانه ملی به ایفای مسوولیت بپردازد از همه عقب تر ماند… مثل صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم.

 
صدا سیما بار دیگر نشان داد نمی تواند ویژگی های یک رسانه ملی و حرفه ای را داشته باشد و در حالی که مردم ایران سوگوار و عزادر هم میهنان شان بودند، خنده بازار پخش می کند. روان مردم از این حرکت آزرده خاطر می گردد و سیل انتقادها روانه حکومت و مسوولین مربوطه می شود. مثلا آیا اگر نظارت صدا و سیما برعهده مجلس بود، باز هم رییس «ضرغامی» می توانست از زیر بار مسوولیت ها شانه خالی کند و این بار هم از پاسخگویی فرار کند.

 
پس از زلزله شاعران جوان در سوگ از دست دادن هم میهنان شان شعرها گفتند، نقاش ها فرتورها کشیدند، موزیسین ها آهنگ و موسیقی برای کاهش آلام زلزله زدگان ساز کردند، ورزشکارن و قهرمانان ملی و مدال آوران المپیک هم در این میان حاضر بودند. احزاب ملی برای آنکه فرصت را به گروه های تجزیه طلب آن سوی ارس ندهند جلوتر از دولت، پیام های تسلیت و دل آرامی منتشر ساختند تا این حادثه طبیعی فرصتی برای تبلیغات گروه های پان تورکیستی و مجالی برای بهره برداری های سیاسی نشود. در واقع ملیون در این حادثه ناگوار از خود هوشیاری نشان دادند. «حزب پان ایرانیست» که مظهر اراده و تجلی خواست ملی است، جلوتر از دولت به مدت سه روز اعلام عزاداری کرد. نهادهای مردمی و اندک «ان.جی. او»های باقی مانده در این دیار، نیروهای خود را داوطلبانه به محل های حادثه روانه کردند. عکاسان حرفه ای بدون ماموریت از خبرگزاری های دولتی و نیمه دولتی اوج مصیبت را از لنز دوربین هایشان ثبت کرده و به سراسر دنیا مخابره کردند. «داوود اوغلو » وزیر خارجه ترک ها، بسیار زیرکانه پیام تسلیت فرستاد. دولت آمریکا نیز درخواست فرستادن کمک های فوریتی داد که دولت – با این توجیه که کمک از کشوری که ایران را تحریم کرده ناپسند و درعرف دیپلماسی جهانی ناروا است!- موافقت نکرد.

 
هم زمان مردم از سوءمدیرت و ناکارآمدی هیات حاکمه به فغان در آمدند. مردم می پرسند چرا صدا وسیما اینقدر در نحوه پوشش اخبار زلزله از خود تعلل و کاستی نشان داد. چگونه است که فرماندار شهرستان«اهر» در زمان زلزله در شهر نبود و فردای بعد از حادثه تازه به شهر ورود می فرمایند. مردم از هیات حاکمه می پرسند چطور بیمارستانی که ساختش ۲۵ سال به طول انجامید و باید در برابر زلزله هایی به مراتب شدیدتر، از خود مقاومت نشان دهد اینگونه با خاک یکسان می شود؟! تکلیف بیماران بیمارستان چه شد.؟ مردم از مجلس که باید منشا روح و اراده ملی باشد می پرسند چرا نمایندگان در برابر عملکرد ضعیف صداوسیما در نحوه انعکاس اخبار زلزله در نخستین ساعت حادثه که می تواند جان بسیاری را از مرگ در زیر آور نجات دهد، سکوت پیشه کرده و اعتراض و واکنشی از خود نشان نداده اند.
مردم می پرسند: آیا مجلس هنوز در راس امور است؟!
اما در این میان بدترین حادثه ای که اتفاق افتاد، سفر نابهنگام و پرسش برانگیز رییس جمور «احمدی نژاد» به کشور عربستان سعودی است. کشوری که برادران ما در بحرین و شیعیان استان قطیف را به شدیدترین وجه ممکن سرکوب کرده است. همین چندی پیش ده ها ایرانی بی گناه در سکوت کامل دستگاه دیپلماسی ایران در عربستان گردن زده شدند!
بسیار دیده ایم هنگامی که حادثه ای ناگوار در سطح ملی برای کشوری رخ می دهد، مسوولین رده بالای مملکتی حتی اگر در سفر خارجی باشند به فوریت کشور میزبان را ترک کرده و برای رسیدگی و اعلام همدردی با مردم به مناطق آسیب دیده می شتابند در حالی که در کشور ایران رییس جمهورش حتی دو روز زودتر از گشایش کنفرانس اسلامی به کشور آل سعود می رود تا حج دیگری تازه کند و کسی نیست به احمدی نژاد بگوید: ای قوم به حج رفته کجایید کجایید/ معشوق همین جاست بیایید بیایید.
فرتورهای احمدی نژاد با لباس احرامی که پوشیده بود، باعث اعتراض وسیع مردم ایران شد، حتی شاید طرح عدم کفایت ریس جمهور به مجلس ناشی از این اقدام بی سابقه رییس جمهور در ترک نابهنگام کشور باشد. آقای دکتر اگر واقعا خود و دولتش را نماینده واقعی ملت بزرگ ایران می دانست باید خیلی بیشتر از این ها با مردم کشورش به همدلی و همزبانی می پرداخت. مگر از کنفرانس اسلامی چه نتیجه ای به بار خواهد آمد. دولت سوریه را نمی توانید از سقوط نگاه دارید یعنی نحوه عملکرد بشار اسد و متحدانش مهمترین عامل سقوط کشور سوریه به ورطه ی نابودی است.

 
آیا نمی شد احمدی نژاد در کشور و در میان مردم زلزله زده می ماند و معاونش رحیمی را به جانشینی می فرستاد. مگر او مدام از پشت تریبون ها فریاد نمی زد من نوکر و خدمت گزار مردم هستم. دوستی نوشته بود اگر سال اول ریاست جمهوری احمدی نژاد بود باز هم این نوع رفتار از مرد کوتاه قد سیاست ایران بر می آمد. احمدی نژاد پوپولیست هم نیست!!

 

 

به هر حال خواهید دید از کنفرانس عربستان سخنانی جز مدیریت جهان، تقویت جبهه های ضد استکبار در منطقه، محو کشور اسراییل و گفته های تکراری نخواهید شنید .مردم از نحوه مدیرت و عملکرد هیات حاکمه در حادثه اخیر زلزله بسیار ناراضی و گلایه مندند. انتظار می رفت رهبری انقلاب در یکی از سخنرانی های هفتگی که در میان سیل عظیم فدایان دارد هشدارهای جدی نسبت به نحوه عملکرد صداوسیما و دولت روانه می داد تا مردم کمی و یا اندکی التیام می یافتند که گویی آیت الله ای هنوز هست که به فکر آلام و بدبختی های مردم باشد!

 
آیا مثلا مدعی العموم فقط گوش به زنگ است که با چند تن نوجوان و جوان وبلاگ نویس برخورد قهریه بکند و حکم بازداشت صادر نماید؟ آیا دادستان نمی توانست ضرغامی را به جرم جریحه دار کردن احساسات هزاران آسیب دیده زلزله و قلب های میلیون ها ایرانی به دلیل پخش برنامه «خنده بازار» مورد بازجویی و محاکمه قرار دهد؟

 
مردم پرسش دارند، مردم ناراضی اند، مردم از این که احساسات آن ها توسط ریس جمهور و صداوسیما جریحه دار شده، دل آزرده هستند. اعتراض های مردم را در شعرها، در نوشته های کوتاه، در عکس ها، در حضور غیرتمندانه شان در پایگاه های انتقال خون، در پچ پچ های در گوشی با یکدیگر بویژه در شبکه هوشیاری ملی به خوبی می توان دید و مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. مردم می گویند این همه سکوت و تعلل شاید بخاطر کنفرانس عدم تعهدها درتهران است که از آن هم بخاری بلند نخواهد شد؟! (یک هفته تعطیلی پایتخت برای کنفرانس هیچ کس تا کنون در جهان ندیده است). آیا آن ها که گوش شنوای حکومت اند صدای این اعتراض ها را به آیت الله انتقال می دهند؟!

 
زلزله فرصتی شد تا مردم دریابند دولت و هیات حاکمه دچار بحران ناکارآمدی و سوءمدیریت است. جنگ جناح های حکومت به سطح بهره برداری از زلزله برای به چالش کشیدن یکدیگر پایین آمده است. با این حال ملت بزرگ ایران در حادثه ای بدین سان دردناک و رنج آور هم یه خوبی توانست با درایت و هوشیاری صدای اعتراض خود را به گوش آن ها که بر سرنوشت ملی ایران تکیه زده اند، برسانند.

 
ملت ایران بار دیگر ثابت کرده اند چقدر هوشیار و آگاه می توانند گفتمان شهروند محوری خود را حتی در زمان مصیبت بزرگ طراحی، هدایت و پیروزمندانه به پیش ببرند. در این میان اما، آیا هنوز گوش شنوایی هست یا مثال همیشگی:«نرود میخ آهنین در سنگ» است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه شما چیست؟