نامه مادر ابوالفضل عابدینی به علی مطهری: پسرم در زندان کارون امنیت جانی ندارد

بسمه تعالی

جناب آقای دکترعلی مطهری؛ نماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی

با سلام و سپاس و آرزوی قبولی طاعات و عبادات

اینجانب آساره عیوضی مادر ابوالفضل عابدینی نصر روزنامه نگار خوزستانی و فعال حقوق بشر در بند می‌باشم. فرزند مرا هم مانند بسیاری دیگر از فرزندان این مرز و بوم پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ با هجوم به منزل بنده و با ضرب و شتم جلوی چشمان من بازداشت کردند و پس از فشار‌ها و شکنجه‌های جسمی فراوان او را به ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم نمودند و برای اجرای حکم به زندان کارون اهواز فرستادند.

آقای دکتر نمی‌دانم از وضعیت اسفناک این زندان که فاقد بند سیاسی و جایگاه قاتلان و آدم ربایان و متجاوزین به نوامیس مردم است اطلاعی دارید یا خیر لکن وضعیت وحشتناک بهداشتی، کمبود جا، گرمای طاقت فرسای هوا و کمبود وسایل خنک کننده و وضعیت بغرنج غذا و… همه یک طرف، آزار و اذیت‌هایی که فرزند من در آنجا از دست گروه‌های تجزیه طلب می‌کشید هم یک طرف دیگر.

abolfazl-madar

جناب آقای مطهری

پسر من یک جوان ایراندوست است که قلبش برای سربلندی و عزت کشورش می‌تپد و هرگز بر خلاف منافع کشورش گامی بر نداشته و همیشه طرفدار سرسخت تمامیت ارضی ایران و فعالیت در چارچوب قانون اساسی بوده است به همین خاطر گروه‌های تجزیه طلب بزرگ‌ترین دشمنان او در خوزستان هستند در حالیکه پسرم گناهی ندارد جز اطلاع رسانی و بیان حقیقت. به خاطر تکلیف انسانی که همیشه بر دوش خود احساس می‌کرد و می‌کند. آیا رواست که فرزند من و سایر عزیزانی که فقط به خاطر ابراز عقیده زندانی هستند در چنین محبسی روزگار بگذرانند؟ فرزندم را که خود جسم نحیفی دارد در زندان کارون اهواز آنقدر شکنجه کردند که برای حفظ جانش به اوین منتقل شد و در آنجا هم ادامه حبسش را می‌کشید هم درسش را می‌خواند و با اینکه برای من مادر دیدار هفتگی او دیگر میسر نبود خوشحال بودم که پسرم اقلا در زندانی است که امنیت جانی و روانی دارد. تا اینکه در آبان ماه پارسال بخاطر شهادتی که نزد بازپرس پرونده مرحوم ستار بهشتی داده بود باز او را به زندان کارون فرستادند که خوشبختانه روز بعد به اوین بازگشت.

آقای دکتر مطهری

پسر من چه گناهی کرده جز اینکه در مورد خون انسانی که کشته شده بود طبق دستور قرآن کریم به آنچه دیده بود شهادت داد؟ ابوالفضل حتی شهادت دادنش را مشروط به این کرده بود که این شهادت موجب برخورد با وی نشود و مثل قضیه کهریزک جای شاهد و متهم عوض نگردد. که متاسفانه عوض شد و پسر من را یازده روز پیش مجددا به زندان کارون اهواز منتقل کردند و پسرم در اعتراض به این وضعیت از لحظه خروج از اوین دست به اعتصاب غذا زده و تاکید کرده تا بازگشت مجدد به اوین دست از اعتصابش برنخواهد داشت. این جوان لاغر یازده روز است که هیچ نخورده و از شدت ضعف و بیحالی وضعیت جسمی‌اش رو به وخامت گذاشته و من و برادرانش بشدت نگران جان او هستیم.

آقای دکتر به صدای تظلم خواهی یک مادر که قریب چهار سال است فرزندش را در خانه ندیده گوش دهید و اگر کمکی از دستتان برمی آید برای پسرم دریغ نورزید. من حاضرم با همه دلتنگی و دوری راه از دیدار هفتگی‌اش محروم باشم اما خیالم راحت باشد پسرم جایی است که امنیت جانی و روانی دارد تا اینکه در زندان اهواز نزدیک من باشد اما جانش در معرض خطر قرار گیرد. پسر من هم یکی از فرزندان این مملکت است او هم حق زندگی دارد حالا که مقدر شده جوانیش پشت میله‌های زندان بگذرد تنها خواسته ما بازگرداندن او به اوین و تامین امنیت جانی اوست.

خداوند پشتیبان شما و همه دلسوزان این کشور باشد. با تشکر

آساره عیوضی

مادر ابوالفضل عابدینی نصر

پیوند همیشگی : http://www.pan-iranist.info/?p=5964

دیدگاه شما چیست؟