شرایط بحرانی و متشنج در سودان جنوبی

امین کریمی

amin karimiدو سال پیش بود که در پی یک همه پرسی ناشی شده از درگیریهای خونین و مرکزگریز مسیحیان جنوب سودان با دولت اسلام گرا و همچنین تقابل خشونت بار و غیر عقلانی دولت سودان  که زمینه را برای  دخالت قدرت ها را فراهم آورد، کشور سودان جنوبی متولد شد. در این همه پرسی تنها مردم جنوب سودان اجازه ی حضور پیدا کردند و کلیت جامعه ی سودان نتوانستند نسبت به تمامیت ارضی سرزمین خویش دارای نظر باشند تا مسیر تجزیه هموارتر شود. جنوب سودان دارای ذخایر عظیم نفت می باشد و از این منظر دارای اهمیت ویژه ای برای قدرت ها بوده است و می باشد.

پس از این رویداد بسیاری از فعالان حقوق بشر چپگرا و همچنین قومگرایان و تجزیه طلبان از آن حمایت کردند. فعالان حقوق بشری که بسیاری از آنها خود قومگرا می باشند و حق بشر را تبدیل به ابزاری سیاسی برای پیشبرد مقاصد خود کرده اند. همان ها بودند که شرایط پیش آمده در سودان را الگوی بسیار مناسبی برای ایران در نظر گرفتند و آن را زمینه ای برای دستیابی به دموکراسی و رهایی خلق های ایران دانستند. جالب آن است که بیشتر آنان خود را فعال سیاسی ندانسته و مدعی آن می باشند که تنها جان آدمیان برایشان دارای ارزش می باشد اما از خودمختاری و همچنین پروژه ی ملت سازی اقوام ایران حمایت می کنند و سازمان ها و احزاب مسلح و تروریست را آزادی خواه می شناسانند. قومگرایانی چون بنی طرف این امر را تعیین حق سرنوشت دانستند و کسی چون آرش نراقی دستیابی به شرایط هایی اینچنین را حق طلاق سیاسی قلمداد کرده است.

در سودان جنوبی درگیری بر سر قدرت منجر به درگیری های شدید قومی شده است و در مدت زمان  بسیار کوتاه چندین هزار آواره و بسیاری کشته بر جای گذاشته است. بسیاری بر این باورند که با برگزاری همه پرسی و تجزیه ی یک کشور و یا دادن خودمختاری و برساختن ملت های جعلی دموکراسی حاصل می آید. سازمان ها و احزابی که برای رسیدن به اهداف خود دست به خشونت برده اند تاکنون نتوانسته اند دموکراسی را پایه بگذارند. آنها همیشه به منافع سازمانی خود می اندیشند و برای بازتولید خشونت و کشتار همواره آماده هستند. البته به طنز شاید بتوان  از دل سودان جنوبی سه کشور دیگر درآورد اما با این شرایط نیز مردمان آن دیار باز روی آرامش را نخواهند دید. اصولا قومگرایی و دامن زدن به مسائل قومی و عشیره ای ، در تضاد با منافع کلیت یک جامعه و دموکراسی و آزادی های فردیست. از دل قوم پرستی نه تنها دموکراسی مرده به دنیا خواهد آمد بلکه برخورد میان اقوام و منافعشان را دلیل می شود تا زمینه برای خشونت و کشتار فراهم گردد.

بنابراین در آینده کوچکترین نرمشی نباید نسبت به سازمان ها و احزاب قومگرا و به ویژه مسلح در مسیر خواست هایشان نشان داد. مسیر اهداف آنها کاملا مشخص می باشد. نرمش باعث خواهد شد تا میدان مانور آنها بازتر شود و در زمینه ی نفرت پراکنی نسبت به ایران و دیگر اقوام ایرانی و انتشار آن اهتمام بیشتری ورزند. این سازمان ها همیشه مترصد ناامن کردن فضا و پیگیری اهداف سازمانی خویش به هر وسیله می باشند. ایران سرزمینی با آمیختگی قومی بسیار می باشد و اقوام ایرانی در جای جای ایران در هم آمیخته بوده و در کنار یکدیگر قرنهای متمادی زیسته اند. دامن زدن به مسائل قومی و کوتاه آمدن در برابر قومگرایان و بها دادن به بهانه جویی های آنان نتیجه ای جز برخورد میان اقوام و فراهم شدن زمینه برای زایش خشونت نخواهد داشت.

راضی نگاه داشتن برخی نخبگان قومگرا و بر زبان آوردن سخنانی از سوی دولتمردان، بدون توجه به بار معنایی سخنان ایراد شده پیامدهای منفی را با خود همراه خواهد داشت و نه تنها دردی را از ملت ایران دوا نخواهد کرد بلکه بر پیچیدگی ها خواهد افزود. برای عبور از برخی مشکلات در این زمینه جدای بر اینکه باید آزادی های فردی پاس داشته شود و از ایجاد فضای کاملا امنیتی و سرکوب پرهیز کرد و فضا را برای ایجاد نهادها و احیای احزاب سیاسی فراهم کرد،  سطح رفاه جامعه به ویژه مناطقی که درگیر مسائل قومیتی می باشند را نیز بهبود بخشید تا بهانه به دست احزاب مسلح و نخبگان قوم گرا برای فریب اقوام ایرانی داده نشود. بسیاری از بغرنجی هایی که گرفتار آنیم نتیجه ی فضای امنیتی افراطی و مشکلات معیشتی مردم می باشد. باید هوشیار بود که تصمیم گیری ها  برنامه ریزی شده و هدفمند باشند و نه احساسی و دارای هدف های منفعت طلبانه ی حزبی و گروهی و زودگذر.

دیدگاه شما چیست؟