مطلبی درباره ی سناریوی جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی

مطلبی درباره ی سناریوی جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی در سایت دولت ما منتشرشده است که در اینجا با حذف بخشی از قسمتها باز نشر می شود.آنچه نویسنده در این مقاله اشاره نکرده است نقش ناکارآمدی خود نظام می باشد.علاوه بر آن مشی پیش روی نظام، هیچ سنخیتی با نظامهای دموکراتیک ندارد.به جای حواله کردن همه ی امور به خارج از ایران ریشه ی بحران را می بایست در داخل ایران و مناسبات رژیم و مردم جستجو کرد.اگر نیروهای امنیتی با دستور مقامات سیاسی با کنترل نیروهای مردمی و ملی که هیچ وابستگی به غرب و شرق نداشتند و اهل عقلانیت در سیاست برای تامین منافع ملی بودندفضای سیاسی را دچار انسدادمسموم نمی کردند اکنون هیچ نیروی بیگانه ای دل به حرکتهای رادیکال در داخل نمی بست.نیروهای حاکم و نیروهای امنیتی هنوز به خاطر معاصرت با عمق تحولات، نتوانسته اند هولناکی حادثه ای را که دیریست در آستانه ایستاده مشاهده کنند و از درک سمت و سوی آن و آن انرژی و نیرویی که آنرا پیش خواهد برد غافلند.وجالبتر آنکه نیروهای سیاسی مخالف نیز بسیار مغرورانه و خوشبینانه که از عدم شناخت حادثه و بالاتر، از یک ناامیدی که در کل جامعه گسترده شده است نشات می گیرد خود را در کانون حادثه و پیش برنده ی آن می دانند در حالی که حادثه ما را خواهد بلعید و سپس با خود خواهد برد.همه ی حوادث منطقه علی رغم شباهت ها و اوصاف شاعرانه ای که دارند عین هم نیستند و در جغرافیای معنایی جداگانه ای زندگی دارند.تدبیری که برای فردایمان لازم است همان چیزیست که هنوز شناخته نشده است دکتر حکمت بازنشر/ سناریوی آمریکایی- انگلیسی/ وقتی برای سقوط دولت ایران مهلت تعیین می کنند ورود عالی ترین مقامات آمریکایی در سناریوی ترورسفیر عربستان حاکی از نقشه های پشت پرده خطرناکی است. برای درک بهتر ماجرا – فارغ از اجزای سناریوی طراحی شده و افرادی که در این پرونده از آنان نام برده شده – به چند نکته اشاره می کنیم:
۱ – اواخر سال گذشته یکی از عناصر دولت انگلیس در دیدار با یکی از چهره های سرشناس داخلی با لحنی تهدیدآمیز به وی می گوید “برای سقوط دولت احمدی نژاد هشت ماه بیشتر فرصت ندارید!” این لحن و سخن تهدیدآمیز با واکنش آن چهره سرشناس مواجه می شود.
۲ – چند ماه پیش یکی از روسای جمهور کشورهای همسایه پیامی محرمانه به ایران می فرستد که “بوی جنگ به مشام میرسد”. وی در پاسخ به اینکه چگونه چنین چیزی ممکن است به صراحت می گوید این امر به سادگی امکان پذیر است و “یک نفر” هم می تواند بهانه جنگ باشد!
۳ – طی سالهای گذشته سه بار نقشه عملیات نظامی علیه ایران روی میز جنگ طلبان آمریکایی قرار گرفته است. بار ، اول اواخر دوره جرج بوش و همزمان با اواخر دوره ریاست جمهوری خاتمی بود که نظامیان آمریکایی با حمله موافق بودند اما مقامات اطلاعاتی مخالفت کردند. در این مرحله برخی مقامات سیاسی موافق و برخی مخالف بودند. با توجه به پلمب شدن ۴ (مرحله ی چهارم را
نویسنده حوادث بعد از انتخابات می داند اما چون لحن مناسبی نداشت حذف شد).
۵ – دولتمردان آمریکایی در این مرحله به اختلاف افکنی و تفرقه انگیزی عده ای در داخل امید بسته اند که گروهی آگاهانه و به عنوان عوامل نفوذی در صفوف نیروهای خودی به اربابان خود خدمت می کنند و گروه دوم نیز ناآگاهانه در دام فریب افتاده و آب به آسیاب دشمن می ریزند.
۷ – براساس اخبار منتشره در برخی رسانه ها ،اخیرا یکی از عوامل وابسته به دولت انگلیس به نام “و” که روابط بسیار نزدیکی نیز با وزیر دفاع سابق بریتانیا دارد ، جلسات متعددی با برخی چهره های سیاسی مخالف دولت در داخل کشور داشته که از محتوای مذاکرات گزارشی در دست نیست.
۸ – مقامات آمریکایی ، صهیونیستی و برخی مقامات اروپایی ، در پی طراحی سناریویترور سفیر عربستان ، در گام اول تشدید تحریمها علیه ایران را در دستور کار قرار داده اند و در این میان از تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران سخن به میان آورده اند به طوری که وزیر خارجه رژیم صهیونیستی با تکرار مواضع ایران‌هراسی این رژیم مدعی شد که ایران برای کشورهای خلیج فارس و منطقه و همه دنیا خطر محسوب می‌شود و باید در تحریم‌هایی جدید، بانک مرکزی ایران تحریم شود. آویگدور لیبرمن در گفت‌وگو با خبرگزاری اینترفکس روسیه اعلام کرد باید هرگونه عملیات تجاری مربوط به این بانک تحریم و صنعت نفت ایران نیز هدف تحریم قرار بگیرد و نقت و گاز ایران نیز از طرف دیگر خریداری نشود و بخش واردات تجهیزات پالایشگاه‌های ایران نیز تحریم شود. وی بار دیگر ایران را به اقدام نظامی تهدید کرد و مدعی شد که اسرائیل از احتمال حمله نظامی به ایران صرف نظر نکرده است. با تشدید تحریمها در فاز اول بویژه تحریم بانک مرکزی ، درپی فلج کردن اقتصاد کشور است تا در این گذر، فشار خردکننده اقتصادی برگرده مردم وارد بیاورد و به تشدید نارضایتی عمومی دامن بزند و در این میان نیز برخی عوامل داخلی نوک پیکان حملات خود را از طریق رسانه ها به طرف دولت و در نهایت حاکمیت نشانه بروند و به این ترتیب زمینه را برای مداخله خارجی آماده کنند. همزمان با این اتفاق ، بخشی از سناریو نیز با اهرم حقوق بشر به انجام خواهد رسید ، چنانکه مشاهده می کنیم اخبار مربوط به انتشار گزارشهای حقوق بشری سرخط رسانه های قرار گرفته است.

دیدگاه شما چیست؟