چه کسانی از تجزیه سوریه لذت می برند

چه کسانی از تجزیه سوریه لذت می برند

اما و اگرهای شکل گیری یک مثلث

بحران سوریه به بن بست پیچیده ای رسیده است که دیگر قدرت های درگیر در منطقه و  فضای بین الملی هم راه حلی را برای گریز از آن نمی یابند. یکی از نگرانی های عمده همسایه های کشور سوریه تاثیر این بحران در داخل مرزهای خود است که آنها را وادار به دخالت در مسائل این کشور کرده است. ترکیه یکی از کشورهای همسایه سوریه است که بیشتر از آنکه دغدغه مردم سوریه را داشته باشد نگران تاثیر این درگیری ها بر مساله کردهای این کشور است. دکتر مهدی مطهرنیا، کارشناس مسائل سوریه در گفتگویی با دیپلماسی ایرانی در خصوص احتمال تحزیه سوریه و پیامدهای آن توضیحاتی داده است که در زیر می خوانید:

با توجه به بحرانی که در سوریه اتفاق افتاده است، بسیاری از تحلیلگران مساله تجزیه را مطرح می کنند. به نظر شما مولفه های جفرافیایی و قومی این کشور تا چه اندازه آماده چنین اتفاقی است؟

یکی از سناریوهای قابل  دسترس برای سوریه،  کوچک شدن این کشور درچارچوب قومی و قبیله ای است. از منظر قومی می توانیم اشاره ای داشته باشیم به خانواده بشار اسد رئیس جمهوری سوریه که در غرب کشور به سر می برند و علویون و شیعیان را در بر می گیرند و در شرق اهل تسنن و در خط شمالی اکراد حضور دارند. بنابراین از چارچوب قومی و قبیله ای می توان چاچوب جغرافیایی مشخصی را در ارتباط با اقوام گوناگون موجود در سوریه مورد توجه قرار دهیم:

  1. در شمال کردها
  2. در غرب علویون و بخشی از شیعیان
  3. در شرق اهل تسنن

با توجه به وجود در گیری های داخلی که در سوریه وجود دارد و تقسیم بندی هایی که می توان در این زمنیه مد نظر قرار داد، به همان نسبت هم  می توان منتظر فضای تجزیه گونه ای در سوریه باشیم که این کشور را به سه بخش مجزا تبدیل کند و ادامه این درگیری ها در سوریه به شکل جنگ داخلی می تواند پیامد حداقلی را به دنبال داشته باشد.

به نظر شما در صورت تجزیه سوریه تبعات منطقه ای آن چه خواهد بود؟

بی تردید تجزیه سوریه به مناطق فوق الذکر می تواند زمینه پرور ایجاد فضای مناسب برای همگرایی میان این مناطق با مناطق هم پوشش از منظر جغرافیایی و قومی باشد و زمینه های تسری چنین حرکتی را در مناطق جغرافیایی تعریف شده در مرزهای ملی کشورهای دارای این قومیت ها نیز فراهم کند. بی تردید تشکیل یک دولت کردی می تواند بر کردستان عراق و یا ایران تاثیرگذار باشد و همچنین تحرکاتی که در این کشور در ایجاد منطقه سنی نشین وجود دارد همین گونه بر رویکرد اقوام و گرایش های سنی نشین در مناطق جغرافیایی کشورهای همسایه تاثیرات بسزایی را داشته باشد. بنابراین می توان گفت چنین رویکردی در سوریه می تواند پیامدهای منطقه ای هم در بر داشته باشد.

با توجه به تبعات منطقه ای آیا کشورهای منطقه از چنین وضعیتی استقبال می کنند؟

این موضوع  در دو جنبه باید مورد توجه قرار گیرد:

  1. حرکت از درون به بیرون
  2. از برون به درون سوریه

اگر جنگ داجنگ داخلی در سوریه ادامه پیدا کند و این جنگ داخلی موجب ایجاد فضای جغرافیایی همگون  بر اساس نگرش های قومی و قبیله ای شود، تسری آن به بیرون از داخل سوریه و مناطق پیرامونی خواهد بود. در حقیقت این تحرک چندان قابل کنترل برای کشورهای پیرامونی نخواهد بود. چراکه با شکل گیری چنین کلنی هایی تاثیرات بسزایی در اطراف خواهد گذاشت. بنابراین باید گفت از یک سو چنین رویکردی از جهت ممانعت از آن خارج می شود، اما از سوی دیگر اگر کشورهای پیرامونی بتوانند بحران سوریه را به سمت و سوی مناسب جهت انتقال قدرت از بشار اسد به فرد دیگری هدایت کرده و یا بتوانند نخبگان سیاسی حاکم در دولت بشار اسد را با او جابجا نمایند، با این ترتیب مدیریت بحران سوریه به سمت همگرایی ملی در این کشور پیش می رود و در نهایت  می توان گفت از بیرون تحرکات درونی سوریه را کنترل و با ایجاد یک دولت ملی که در آن با وحدت تمامی قبایل  و اقوام و همچنین فرقه های دینی  مورد نظر قرار گرفته و به وحدت ملی پرپهنا تبدیل کند، ما شاهد کنترل چنین تحرکی از بیرون به دورن سوریه خواهیم بود.

هم اکنون مهم ترین بحث برای کشورهای منطقه این است که نگران چنین رویکردی از طریق تجزیه سوریه از منطقه جغرافیای بحران زی این کشور به سمت کشورها و مناطق جغرافیایی مد نظر خود هستند، بنابراین باید مرحله نخست با مدیرت بحران سوریه از طریق ایجاد یک فضای مناسب و مسالمت آمیز انتقال قدرت به جانشینان بعدی کنترل شده به گونه ای که بتواند وحدت ملی سوریه حفظ و بدین طریق از تسری چنین رویکردی به مرزهای دیگر کشورها جلوگیری به عمل آید.

به عنوان آخرین سوال شما اشاره کردید که اگر تجزیه رخ دهد علوی ها در شرق سوریه ساکن خواهند شد؛ با توجه به اینکه فلسطین اشغالی در جنوب شرقی سوریه واقع شده، آیا این مساله تهدیدی برای اسرائیل نخواهد بود؟

 سوریه کوچک شده به رهبری خاندان اسد از یک سوریه بزرگ دارای جایگاه تعریف شده در مسیر مقاومت خطر کمتری خواهد داشت. اگر بپذیریم که سوریه کنونی با رهبری اسد از قدرتی در برخورد با اسرائیل برخوردار بوده، رژیم حاکم بر تلاویو همواره نگران تحرکات بشار اسد در یک سوریه بزرگ با استعداد و توانمندی های بیشتری قرار می گرفته است. اما هم اکنون با ایجاد منطقه علوی با مرکزیت خاندان اسد در این منطقه جغرافیایی باید بگوییم با توجه به ابعاد کوچک شده قدرت خاندان اسد در یک جغرافیای محدود با توجه به پیشینه تضعیف خاندان اسد ناشی از بحران اخیر، خطرات موجود این منطقه برای رژیم اسرائیل بسیار کمتر از سوریه قدرتمند وسیع دارای توانمتدی های قبلی و  متشکل از وحدت ملی تعریف شده در آینده خواهد بود.

دیدگاه شما چیست؟