محمد رضا عالی پیام به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد

محمد رضا عالی پیام به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد

 

 

محمدرضا عالی پیام ملقب به “هالو” شاعر معترض و مردمی که هفته گذشته بازداشت شده بود با وجود قرار سی میلیون تومانی صادر شده توسط دادسرای اوین، به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.

 

محمدرضا عالی پیام، روز بیست و هشت مرداد توسط پلیس امنیت بازداشت و سی و یکم مرداد پس از آنکه توسط قناعت کار دادیاری شعبه سوم دادسرای شهید مقدس اوین به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی تفهیم اتهام شد به بند زندانیان سیاسی و امنیتی منتقل شد.

علیرغم آنکه برای این شاعر مردمی که دلیل بازداشت او را سرودن شعرهای اعتراضی عنوان کرده اند، وثیقه سی میلیون تومانی صادر شده اما او کماکان در زندان به سر می برد.

محمدرضا عالی پیام عضو کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران، عضو شورای مرکزی و دبیر انجمن تهیه کنندگان مستقل سینمای ایران، انجمن صنفی شرکت های تبلیغاتی و عضو دایمی آکادمی داوری خانه سینما، عضو چند انجمن ادبی هنری تهران مدیر عامل موسسه مینا فیلم و با حفظ سمت، مدیر مسئول موسسه تبلیغاتی دایره مینا است اما اما چند سالی ست که به شعر و شاعری روی آورده است.

 از سوی صدرا ( مدیر انجمن غیردولتی امیرکبیراصفهان ) نیز چهار روز است که بازداشت شده است . گفته می شود ماموران با حضور در منزل وی ضمن ضبط برخی ازوسایل و کتابهای وی ، او را بازداشت کرده اند.

لازم به ذکر است این انجمن  بیش از بیست سال قدمت دارد و برنامه های آن چهارشنبه آخرهر ماه برگزار میشد که این ماه برگزار نشد.

چندی پیش نیز انجمن وحدت ملی ایران (در اصفهان ) که ازتشکلهای فعال استان اصفهان محسوب میشد تعطیل گردید.

به نظر می رسد حکومت بیش از پیش تعطیلی انجمنهای غیر دولتی فعال را نشانه گرفته است.

پیش تر، گروهی از طنزنویسان و کارتونیست‌های ایرانی و افغان مقیم خارج از ایران در نامه‌ای از مقامات مسئول ایران خواستند تا به حبس و آزار محمدرضا عالی‌پیام پایان دهند.

 

اولین شعر این شاعر معترض که به خود لقب “هالو” داده است پس از ورود به اوین را در ادامه می خوانید:

 

در بهمن پنجاه و هفت، این را

دارم به خاطر بین آن آشوب

بر روی دیوار اوین، شخصی

بنوشت این جمله به خط خوب:

“مردم بدانید این که خیلی زود

با سرنگونی رژیم شاه

با همت روحانیون، زندان

تبدیل می گردد به دانشگاه ”

بعد از گذشت سال های سال

همواره با خود کرده ام تکرار

پس کو؟ چه شد آن وعده های خوب

پس کی محقق می شود این کار؟

تا این که افتادم به زندان و

دیدم به چشم خویشتن اینجا

مملو دانشجو و استاد است

این گونه زندان گشت: دانشگاه

دیدگاه شما چیست؟