جمهوری آذربایجان!! واقعیت امروز- آران حقیقت دیروز

گرد آوردنده : علیرضا خیاوی

نام کشور!

پیش ازبکارگیری نام جمهوری آذربایجان بر مناطق آران وشیروان این منطقه به همراه بخشی از قفقاز تا سال ۱۸۱۳ در بسیاری از برهه های تاریخی، ناحیه ای از ایران بوده است. این ناحیه از جنبه های مختلف هزاران سال با ایران دارای پیوند دیرین و مشترک و هم خوانی بوده است که در نتیجه بی کفایتی پادشاهان قاجار و دست اندازی های امپراتوری روسیه از ایران جدا شد. تا آن
هنگام مردم قفقاز و آران، در هم خوانی های فرهنگی – دینی با هویت ایرانی قرار داشتند.

نوشته‌هایی که از تاریخ نویسان یونانی برجامانده است حکایت از این دارد که آذربایجان از نام «آتروپات» مشتق شده است. آتروپات یکی از سرداران ایرانی بود که در جنگ میان داریوش سوم، آخرین پادشاه هخامنشی و اسکندر مقدونی در نبرد گوگمل در سپاه ایران فرمانده مادها بود. پس از مرگ اسکندر قسمت شمال غرب ماد (آذربایجان فعلی ایران) به آتروپات رسید و در آنجا سردار ایرانی به ایجاد حکومت اقدام نمود و منطقه تحت حکومت خود را آتروپاتگان نامید. وجه تسمیه آتروپات متشکل از آترو به معنای آتش و پات به معنای نگهبان می‌باشد و آتشکده زرتشتیان نیز در این منطقه بوده است و اکثر تاریخ نویسان بخصوص مورخان یونانی محدوده جغرافیایی و قلمرو آذربایجان (آتروپاتگان) از شمالغربی از طریق رود ارس، از شمال به وسیله دریای خزر و از جنوب غربی به وسیله دریاچه ارومیه عنوان کرده‌اند در دوران باستان و سده‌های میانی سرزمین‌های شمالی رود ارس را آران می‌نامیده‌اند و اراضی جنوب آن را آذربایجان نامیده شده است

پس از انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷ و کناره گیری روسیه از شرکت در نخستین جنگ جهانی، ترکان عثمانی نفود خود را در قفقاز گسترش دادند. سران حزب مساوات ابتدا با بلشویک های قفقاز نزدیک شدند، ولی سرانجام میانشان اختلاف افتاد و مساواتیان در تاریخ بیست و هفتم ماه مه سال ۱۹۱۸ در شهر تفلیس دولت خود را تشکیل دادند و به نام «جمهوری آذربایجان» اعلام استقلال کردند.اینجا بود که برای اولین بار ، منطقه ای که در طول تاریخ آلبانیا ، اران و شروان نامیده می شد ، نام جعلی ” جمهوری آذربایجان ” را یافت . و این اقدام به شدت از سوی نویسندگان و مطبوعات وقت ایران از جمله شاعر بزرگ ایرانی ملک الشعرا بهار به شدت مورد اعتراض قرار گرفت . مطبوعات و نویسندگان ایرانی با نوشتن مقالات تحقیقی و با استناد به تاریخ اعلام کردند که نام آذربایجان در طول تاریخ فقط بر آذربایجان واقعی که در ایران است اطلاق شده و نامگذاری منطقه اران و شروان بدین نام ، صرفا با اهداف و اغراض سیاسی و پان ترکیستی است .

محدوده جغرافیایی این کشور در قدیم :

سرزمینی که در شمال رود ارس قرار دارد و امروزه با نام جمهوری آذربایجان شناخته می‌شود در گذشته‌ای نه چندان دور نامی داشت که در منابع تاریخی به نام اران یا آلبانیا خوانده می‌شد. مورخان و جغرافی‌نگاران قبل از میلاد همچون استرابون معتقدند این سرزمین شامل جنوب رشته کوه‌های قفقاز تا رود کُر را از دریای خزر تا رود آلازان امتداد دارد و از جنوب به سرزمین آتروپاتن محدود است. درباره­ی محدوده‌ی جغرافیایی اران نظریه‌های متفاوتی وجود دارد فاصله میان رود ارس و در بند قفقاز که در شمال جمهوری آذربایجان و کنار دریای مازندارن قرار دارد یا سرزمین‌های دو طرف رود کُر تا رود ارس همگی محدوده جغرافیایی است که در مورد اران از آنها یاد شده‌است.

نام پایتخت !!

شهر باکو از شهرهای کهن ایران زمین است که بنای آن را به خسرو یکم انوشیروان ساسانی نسبت داده‌اند. این شهر همواره بخشی از ایران‌زمین بوده است تا این که پس از جنگ‌های ایران و روس، نخست طی عهدنامه گلستان به سال ۱۲۸ق/۱۱۹۲خ/۱۸۱۳م به روسیه‌ تزاری واگذار شد.

ایرانیان برای بازپس‌گیری آن جنگ۲یدند و آن را گرفتند. اما دوباره طی عهدنامه‌ ترکمان‌چای به سال ۱۲۴۴ق/۱۲۰۷خ/۱۸۲۸م به روسیه‌ی تزاری واگذار شد. از آن پس دیگر به ایران بازنگشت.

شهر باکو از زمان باستان به خاطر نفت آن شناخته شده بود. به طوری که بهرام چوبین (از خاندان اشکانی مهران-پَهلَو) که در زمان ساسانیان سپهبد و مرزبان شمال غرب ایران بود از نفت این منطقه برای ساخت سلاحی آتشین استفاده کرد که پس از وی نیز هم چنین کاربرد داشت و به کسی که از این سلاح استفاده می‌کرد «نفت‌انداز» می‌گفتند. نفت واژه‌ای اوستایی است و از زمان‌های قدیم در ایران شناخته شده بود و بسیاری از آتشکده‌های ایران بر روی چاه‌های نفت یا گاز طبیعی بنا شده بوده‌اند که بدون تلاش چندانی بر روی زمین می‌آمده است

اعتمادالسلطنه در «مرآت البلدان» به سال ۱۲۹۰ه.ق. (۱۲۵۲خ/۱۸۷۳م) در عبور از بادکوبه مختصری شرح حال شهر» را چنین نوشته‌است:

“بالجملهشهر بادکوبه از مداین قدیمهء دنیا محسوب و در یکی از بروج دیوار شهر لوحی نصب و تاریخ تعمیر این شهر مرتسم شده است و تقریباً این تعمیر ششصد سال قبل شده… از ابنیهء قدیمه که در آنجا ملاحظه می‌شود برجی است بسیار مرتفع که موسوم به «برج دختر» است که بنای آن از سنگ و آجر شده و مشرف به بندرگاه است و حالا چراغ بحری برای هدایت کشتی‌هایی که از دریا
شب می‌خواهند وارد بندرگاه شوند بر سرآن برج شبها روشن می‌نمایند… “…

جالب است که در راستای ایرانی‌زدایی از این منطقه، ابتدا نام «بادکوبه» را به باکو و سپس به «باکی» برگردانده‌اند و برایش ریشه‌ی ترکی نیز پیدا کرده‌اند( به معنای تپه).!

الفبای کشور:

تاریخ این ملتها را باید تغییر داد. باید برایشان تاریخ وفرهنگی ساخت که روسیه را مهاجم تلقی نکنند. این در واقع سیاستی است که امپراطوریروسیه تزاری پس از جنگهای نابرابر ایران و روس و تصرف بخشهای مهمی از ایران آن زماندر منطقه قفقاز و انعقاد معاهدات ننگین گلستان و ترکمانچای با دولت وقت ایران یعنیحکومت قاجاریه در مورد مردم ساکن در منطقه قفقاز یا جمهوری های کنونی این مناطق اجرا کرد.

درست است که روسیه تزاری در زمینه تاریخ سازی و جعل فرهنگی برایخلق های ساکن در منطقه قفقاز توفیق زیادی نداشت اما خلف روسیه تزاری یعنی رژیم آهنین کمونیستی به ضرب و زور سرکوب و زندان و تبعید و کشتار عالمان دینی منطقه قفقاز توانست توفیق قابل توجهی به دست آورد. تاریخ و فرهنگ خلق های ساکن در منطقه قفقاز دوباره نویسی شد کتابهای نشاندهنده تاریخ و فرهنگ گذشته مردم قفقاز اعم ازجمهوریهای مستقل کنونی یعنی آذربایجان و ارمنستان و گرجستان و سایر مناطق از قبیل داغستان به بهانه های مختلف از دسترس جمع آوری و نابود شدند. کمونیستها که ازغیرمسلمانان این منطقه بیم و هراسزیادی بخاطر تلاش برای اتصال به گذشته تاریخی خودشان نداشتند الفبای مخصوص گرجی ها و ارمنی های قفقاز را تغییر ندادند. اما الفبای مسلمانان قفقاز از این حیله کمونیستها مصون نماند. برای اینکه ارتباط مردم مسلمان قفقاز با گذشته تاریخی شان بطور کامل قطع شود در جمهوری آذربایجان چندین بارالفبا تغییر داده شد که حاصل آن تربیت نسلهایی بود که نمی توانستند از کتب تاریخی خود که به زبان فارسی و نیز زبان آذری با الفبای فارسی ـ عربی نوشته شده است بهره ببرند. با حیله کمونیستها دیگر مردم جمهوری آذربایجان حتی نمی توانستند اشعار زیبای نظامی گنجوی و ملا محمد فضولی را بخوانند و بفهمند. به این ترتیب را برای تحریف تاریخ و تاریخ سازی و جعل فرهنگ برای مردم جمهوری آذربایجان آماده شد. کمونیستها قهرمانان فرهنگی و بخصوص اسلامی در تاریخ این مردم را به بوته فراموشیسپردند و ضد قهرمانان را به تاریخ آنها افزودند. برای ایجاد هویتی دروغین و غیرواقعی و بی ارتباط با حقایق تاریخی تلاش شد. حتی برای اینکه این هویت تحریف و جعل شده مورد پذیرش مردمان ساکن در منطقه قفقاز قرار گیرد متناقض با اصول رژیم کمونیستی که ظاهرا برای ایجاد جامعه ای ورای ناسیونالیسم و بی طبقه تلاشمی کرد در این قبیل جوامع رژیم کمونیستی و ابزار امنیتی آن یعنی ک .گ .ب . بطور زیرکانه ای نوعی ناسیونالیسم دروغین و قومگرایی هدایت شده را ترویج می کرد.در این چارچوب در جمهوری آذربایجان تاریخ جعل شده و حتی کامل اوارونه برای این دیار به زبان روسی و نیز زبان آذری البته با الفبای کریل نوشته شدو به عنوان مثال به قول محرم « ذوالفقارلو » تاریخ شناس آذری قلعه دربند که کاملامشخص است برای محافظت منطقه در مقابل تهاجمات از طرف شمال ساخته شده است و ریشه تاریخی آن به زمان ساسانی ها باز می گردد در تاریخی که جاعلان تاریخ می نوشتند به عنوان قلعه ای معرفی می شد کهبرای دفاع از شهر تاریخی دربند از ناحیه جنوب ساخته شده است! شاید در هیچ جای دنیا سراغ نداشته باشیم که درعرض کمتر از یک قرن، زبان یک ملت سه بار تغییر کرده باشد.

روز ملی !!

روز استقلال جمهوری آذربایجان روز ۳۰ اوت ۱۹۹۱ میلادی می باشد که پس از فروپاشی شوروی این کشور به استقلال رسد اما بر اساس اهداف خاص دولتمردان جمهوری آذربایجان روز ملی و استقلال جمهوری آذربایجان روز ۲۸ می معرفی می شود که بر اساس نظریه آناندر روز ۲۸ ماه می سال ۱۹۱۸ شورای ملی آذربایجان به رهبری ” محمد امین رسول زاده ” در شهر تفلیس اجلاسی تاریخی به ریاست حسن بی آقایو برگزار می کند و درآن ” بیانیه استقلال جمهوری آذربایجان ” را صادرمی کند. ضمن صدور بیانیه برای اولین بار تاسیس جمهوری آذربایحان با اصول اداره پارلمانتاری و براساس اصول دموکراتیک دربین کشورهای شرق به جهانیان اعلام می شود. درزمان تشکیل دولت آذربایجان، این بیانیه را بعنوان قانون اساسی و پایه برای سازماندهی و تاسیس دولت مستقل آذربایجان بیان می کند و از این تاریخ به بعد مبنای غلطی در نگاه به تاریخ در جمهوری آذربایجان به وجود آمد..

تحریف ادبیات حسرت!!

بعد از بسته شدن قرارداد ننگین گلستان و ترکمنچای بین دولتهای قارجار و امپراتوری روسیه و در پی آن جدایی بخشی از خاک ایران ،حسرت باقی مانده در ذهن و دل مردم ایران وآن سوی رود ارس در قالب شعر و روایت های زیادی نقل گردیده است که بخاطر جدایی از خاک وطن (ایران) سروده شد و آثار بسیار قابل توجه ای نیز در این خصوص موجود می باشد که لزوم جمع آوری آن نیز بعنوان یک سند تاریخی ضروری است اما متاسفانه با تحریف ها و انجام جعلهای گسترده گروهی سعی در تغییر رویکرد این ادبیات حسرت و مصادره آن برای مقاصد سیاسی و قومگرایانه خود داشته اند که این ادبیات حسرت را به زعم خود در ارتباط با جدایی آذربایجان( و ا ح د )در آن زمان می دانند نه جدایی از ایران.

اطلس جعلی!!

چندی پیش از سوی آکادمی ملی علوم آذربایجان اطلسی جعلی به چاپ رسید که در تصاویر این اطلس تمامی اراضی ایران و بخشی ازمحدوده کشورهای همسایه جمهوری آذربایجان به عنوان خاک این کشور معرفی شده است.

“یعقوب محموداف” رییس انستیتوی تاریخ جمهوری آذربایجان و از طراحان این اطلس دراین خصوص ادعا می کند که این اطلس نشان دهنده اراضی اصلی جمهوری آذربایجان است که در طول تاریخ بر اساس تصمیم های ناعادلانه از کشور جدا شده است.

تحریف شخصیتهای علمی و فرهنگی ایرانی:

خواجه نصیر طوسی:

در کتاب‌های درسی و رسمی در جمهوری آذربایجان، خواجه نصیرالدین طوسی بعنوان شخصیتی آذربایجانی معرفی شده که اصالتی آذری داشته و مربوط به منطقه ای نزدیک نخجوان می باشد.

دولت جمهوری آذربایجان با انتشار تمبری در نهایت شگفتی خواجه نصیر الدین توسی فیلسوف، دانشمند و ریاضیدان ایرانی را بعنوان فیلسوف آذربایجانی معرفی کرده است.البته مجسمه های زیادی نیز از این شخصیت برجسته ایرانی ساخته شده و درنقاط مختلف شهرهای باکو و گنجه بعنوان شخصیت آذربایجانی یه نمایش درآمده است.

استاد شهریار:

اگر نتوان سید محمدحسین شهریار را بزرگترین شاعر دوران معاصر ایران نامید بدون شک او یکی از بزرگترین شاعران این دوره خواهد بود. شهریار علاوه بر آن که در شعر فارسی به ویژه غزل سرآمد است اشعار زیبا و دلنشینی نیز به زبان مادری خویش ترکی آذربایجانی سروده است. شاید همین امر باعث شده است گهگاه برخی جریان های سیاسی قوم گرا تلاش نمایند تا از شهریار به عنوان نمادی برای جریان قوم گرای آذری استفاده کنند. دولت جمهوری آذربایجان نیز که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میراث دار سیاست های شوروی سابق شده است به طور مداوم از شهریار به عنوان شاعری آذری استفاده تبلیغاتی می کند. کنگره ها و مراسم های متعدد و مجلل، استفاده از اشعار آذری شهریار و نامگذاری خیابان ها و تالارها و میادینی در شهرهای جمهوری آذربایجان ناخودآگاه تداعی کننده آن است که گویی محمد حسین شهریار در اشعار و اندیشه هایش با سیاست های پان آذری این جمهوری هماهنگ و شاعری قوم گرا بوده است.

شهریار در اشعار بسیاری نسبت به ایران و آذربایجان موضع گرفته و از پیوند ناگسستنی این دو سخن رانده است. تاکید روشن شهریار در شعر زیر بر این که آذربایجان با فریادی رسا می گوید ”تا باشد آذربایجان پیوند ایران است و بس“ نشانگر دیدگاه راسخ و مستحکم وی نسبت به یکپارچگی وتمامیت ایران است:

آزادی ایران زتو آبادی ایران زتو

آزاد باش ای خطه آباد آذربایجان

تا باشد آذربایجان پیوند ایران است و بس

این گفت باصوتی رسا­ ”فریاد آذربایجان“

ابوعلی سینا و شاگرد او بهمنیار:

یکی ازقربانیان بزرگ پروژه‌ تحریف تاریخ،دانشمند برجسته ایرانی ابو علی ابن سینا است. هر چند تاکنون تاریخ‌بافان پان آذریسمنتوانسته‌اند هیچ گونه مدرک و سندی را در اثبات ادعای خود مبنی بر ترکتباربودناین دانشمند به پیش آورند،ولیدر مقابل،ایرانیبودنایندانشمندبزرگچنانروشناست که همواره در نزدپژوهشگران بدیهی تلقی شده است. شادروان دهخدا پاسخ کامل و بسنده درلغتنامه خود به تحریف گران داده است. اما شایسته است که به یکی از شاگردان ابو علی سینا به نام بهمنیار پسر مرزبان اشارهنماییم که در جمهوری آذربایجان بهمنیار را بدون هیچ مدرک و دلیلی آذری و آذری تبار میپندارند و به دروغ او را ترک معرفیمیکنند.

شیخ محمد خیابانی :

تحریف وجهه ایرانی و اسلامی قیام شیخ محمد خیابانی و دروغی که آشکارا مدعی می شوند که قیام وی برای تجزیه آذربایجان ایران بوده است و ادعا می کنند از مواردی که در نهضت خیابانی جلب توجه می کند ماهیت قومی و روح آذربایجان گرایی مبارزات است، که استفاده شیخ محمد خیابانی از اصطلاح آزادیستان برای جنبش خود را دلیل ادعای خویش عنوان مینمایند این در حالی است که بسیاری از محققان تاریخی معتقدند خیابانی در اعتراض به اقدام مساواتیان قفقاز در مصادره به مطلوب کردن نام آذربایجان، نام آذربایجان ایران را به “آزادیستان” تبدیل کرد تا آذربایجان قفقاز روزی به استناد اتحاد نام، آذربایجان حقیقی را ادعا نکند.

تحریف شخصیت شیخ محمد خیابانی در جمهوری آذربایجان حتی در کتب درسی این جمهوری نیز مطالب غیر واقعی که بیشتر شبیه افسانه است در خصوص ایشان و تعداد دیگری از مفاخر ایرانی مانند ستار خان و باقر خان به چشم می خورد . برای نمونه می توان به موزه استقلال جمهوری آذربایجان ( واقع در موزه لنین سابق ) اشاره کرد که عکسها و اسناد دروغین برای تحریف علنی تاریخ را به نمایش گذاشته اند و روزانه صدها دانش آموز و بیننده را برای بازدید به آن محل می آورند.

جواد خان حاکم ایرانی گنجه:

هرچند در اصالت وصیت نامه پتر کبیر که نزدیک به صد سال پس از مرگ وی در جریان رقابت های توسعه طلبانه دولت های اروپایی در اوایل قرن ۱۹م انتشار یافته تردید وجود دارد، اما این موضوع از اهمیت آن نمی­کاهد. قفقاز مرکزی و جنوبی روزگاری جزئی از سرزمین ایران بود که در راستای همین وصیت نامه و به منظور گسترش مرزها و دسترسی به آب های آزاد و به تعبیری در راستای سیاست های زیاده خواهانه روس ها ،در پی مقاومت فرزندان این سرزمین ،به تصرف درآمد.ازجمله مقاومت و استقامتی که از آن در تاریخ و اذهان مردم این دیار به ثبت رسیده، پایمردی و دلاوری­های مردمان ولایت گنجه به فرماندهی حاکم ایرانی آن، جوادخان گنجه ای بود که تابعییت دولت مسلمان ایران را بر تبعیت از بیگانگان غیر مسلمان روسیه تزاری ترجیح داد و تا آخرین نفس برای اعتلای نام ایران و ایرانی ایستادگی کرد و در راه اعتلای وطن با خون خود ریشه­های درخت مقاومت را سیراب کرد.در همین ارتباط حکایت ها و روایت های بسیاری ساخته شده که جواد خان گنجه ای در راه آذربایجان شهید شده است از نمونه های اخیر آن می توان به فیلم جواد خان گنجه ای که با بیش از ۲ میلیون دلار (از بودجه دولتی )ساخته و به اکران در آمد در این فیلم که سراسر تاریخ آن مقطع تحریف شده است جواد خان به عنوان یک آذری و تنها در راه استقلال آذربایجان جنگ نموده و جالب تر که نویسنده آن صابر رستم خانلی که یکی از افراد ایران و شیعه ستیز جمهوری اذربایجان می باشد.

بابک خُرّمدین و داستان تحریف تاریخ آذربایجان:

گروه‌هایی که خود را «پان‌ترکیست» می‌نامند، با این بهانه که دژِ بابک در آذربایجان قرار دارد، بابک را ترک‌نژادی می‌دانند که برای رهایی خلق ترک! از ستم شوونیست‌های فارس! قیام کرده است. برگزاری مراسمی در تیرماه هر سال و برافراشتن پرچم کشورِ بیگانه در قلعه بابک، در پی تاریخ‌سازی برای آذربایجانی‌هایی هستند که هرچند زبانشان ترکی است، اما تبار، فرهنگ، مذهب و تاریخشان تفاوتی با سایرِ ایرانیان ندارد.کتاب‌هایی چون: اخبار الطوال (دینوری)، الانساب (سمعانی)، تاریخ ابن‌خلدون، تاریخ بلعمی، تاریخ طبرستان (کاتب)، تاریخ طبری، تاریخ الکامل (ابن اثیر)، تاریخ گزیده (حمدالله مستوفی)، تاریخ مَقدسی، مختصر الدول (ابن‌عبری)، التنبیه و الاشراف (مسعودی)، تقویم‌التواریخ (حاج خلیفه)، دول‌الاسلام (ذهبی)، جوامع‌الحکایات و لوامع‌الروایات (محمد عوفی)، سیاست‌نامه یا سیرالملوک (نظام‌الملک)، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب (حنبلی)، زین‌الاخبار (گردیزی)، الفرق بین الفرق (بغدادی)، الفهرست (ابن ندیم) و نگارستان (قاضی احمد غفاری) که از منابع معتبر و دست اولِ همه پژوهشگران، در این زمینه محسوب می‌شوند، هیچ یک، حتی کوچک‌ترین اشاره‌ای به این‌که تبار بابک از ترکان بوده، نداشته‌اند.

جعل حادثه ۳۱ دسامبر:

در زمستان سال ۶۸ شمسی(۳۱ دسامبر) عده ای زیادی از مردم جمهوری آذربایجان پس از تحمل دو قرن دوری به شوق دیدار از ایران در اقدامی متحیرانه پس از عبور از موانع مرزی متعدد مرزبانی شوروی به رود ارس زده و پس از تحمل سختی های فراوان و عبور از رود خروشان ارس خور را به این سوی مرز رساندند تصاویر زیادی از این لحظات تاریخی به ثبت رسیده است که چگونه آن مردمان پس از عبور از رود ارس اشک شوق ریخته و خدای خود را شکر کردند این واقعه یکی از دلایل قاطع برای اثبات حس ایران دوستی مردم آذربایجان است که متاسفانه حاکمیت آذربایجان با ترفندهای مختلف نسبت به تحریف آن اقدام نموده و طوری وانمود نموده که مردم آن زمان به شوق دیدار بخشی از خاک جدا شده آذربایجان اینگونه اقدام نمودند و هر ساله نیز در سالروز چنین روزی با نمایش این صحنه ها بدون پخش مصاحبه های انجام شده ،آن را سمبل وحدت و همبستگی بین آذربایجانیها قلمداد کرده و به این مناسبت ۳۱ دسامبر
را روز همبستگی ملی آذریها اعلام کرده و جشن های مفصلی تدارک دیده و این روز را تعطیل ملی اعلام کرده اند در این خصوص برنامه ریزیهای مفصلی نیز، تدارک دیده اند و متاسفانه در حال حاضر این سیاست دولتمردان آذربایجان در حال تداوم است.

بررسی کتاب درسی تاریخ دوره متوسط در این کشور :

تعلیم و تربیت در نظام آموزش عمومی ممالک مختلف کوشش منظم و حساب شده برای ارتقای سطح آگاهی‌های علمی، سیاسی و اجتماعی مردم آن کشورها محسوب می‌شود. اجرای برخی طرح­های آموزشی از جمله تدوین کتابهای درسی را راستای جهت گیری‌های اصلی نظام آموزش برای هداف مختلف اعم از سیاسی، اجتماعی و علمی امری بدیهی در تمامی کشورهاست.

در میان کتابهای درسی، کتاب درسی آموزش تاریخ در ممالک مختلف بلحاظ تاثیر‌گذاری ویژه در هویت تاریخی و ملی جوامع هماهنگ با اهداف کلی نظام‌های سیاسی تهیه و تنظیم می­شوند و ای بسا بخاطر ملاحظات سیاسی و فرهنگی از حقیقت وقایع تاریخی فاصله گرفته و در شکل‌گیری تفکر مردم آن کشورها و در ارتباط با مسائل داخلی و خارجی خصوصاً ممالک همسایه تاثیرات منفی گذاشته و احیاناً موجبات اختلافات عدیده و تنش در روابط فی مابین می‌شوند.

بررسی کتابهای آموزش تاریخ در کشورهای همسایه ایران خصوصاً کشورهای جدید استقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی که در روزگاری نه چندان دور قسمتی از خاک ایران بزرگ محسوب می‌شدند از جهات مختلف خصوصا بلحاظ داشتن ناریخ و فرهنگ مشترک از اهمیت بیشتری برخوردار می‌باشند. در میان کشورهای اشاره شده در بالا بررسی کتاب­های آموزش جمهوری آذربایجان از ضرورتی مضاعف برخوردار می‌باشد چرا که قرابت‌های تاریخی و فرهنگی و سیاسی دو کشورایران و جمهوری آذربایجان ایجاب می‌نماید که برای تقویت آن تلاش و همچنین در صورت بروز وجود خطاهای سهوی و عمدی که موجب تضعیف روابط فرهنگی و سیاسی می‌شود نسبت به اصلاح بموقع آن اقدام لازم به عمل آید.

اگرچه از اهداف تدوین کنندگان کتاب مذکور آشنا ساختن دانش‌آموزان آن کشور نسبت به کشور و ملت بزرگ ایران که در واقع وطن اصلی آنان نیز محسوب می‌شود بوده، اما سعی در ایجاد اختلافات تاریخی بین دو ملت شده است. به طوری که در مورد وقوع جنگ­های مذکور چنین مطرح شده است. که گویا بین دو قدرت زمانه یعنی روسیه تزاری و ایران عصر قاجاری بخاطر سیستم­های قدرت طلبی و توسعه طلبی هر دو طرف در منطقه قفقاز آتش جنگ شعله ور شده و در نتیجه این جنگلها وطن مادری آنان یعنی آذربایجان بزرگ به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم شده است حال آنکه اساساً در آن زمان نه تنها کشوری به نام آذربایجان وجود نداشته بلکه تمامی منطقه قفقازیه یکی از مناطق جغرافیایی ایران محسوب می‌شد و همچنان که قبلا نیز اشاره شد منطقه‌ای که امروزه بنام جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود نام آذربایجان نداشته بلکه نام تاریخی آن آران و شروان بوده که بعدها همانطور که اشاره شد در سال۱۹۱۸ میلادی نام آذربایجان بر این منطقه گذارده شده است.

همچنین در کتاب‌های درسی دولت باکو به ۹ استان ایران، ادعای ارضی شده و حتی جالب آن که مازندران و گیلان هم جزو آذربایجان به شمار آمده‌اند!… در این کتاب‌ها مزدک، کمونیست دانسته شده و از ازدواج با محارم به عنوان یک سنت بابکی، دفاع شده است. همچنین از دوره چنگیز و تیمور به عنوان دوران طلایی تاریخ یاد شده است! با توجه به تحرکان مشکوک دولت باکو در تحریف تاریخ، حدود آذربایجان و اران و شروان، هم اکنون شاهد گسترش تبلیغات منفی علیه ایرانیان و چاپ کتاب‌های رسمی و غیر رسمی علیه تمامیت ارضی ایران هستیم. پس از فروپاشی شوروی و استقلال اران با نام جمهوری آذربایجان، جریانات ضد ایرانی با حضور «ابو الفضل ایلچی بیگ»، قدرت را به دست گرفتند و دیگر بار، جریان ایران ستیزی در آن سامان آغاز شد و دستمایه تبلیغات و جریان، همان ایده‌های شرق شناسان شوروی پیشین با نگاه کمونیستی بود که تلاش می‌کردند با هر ترفندی، بین ملت بزرگ ایران و مردم شمال ارس خطوط پررنگی ترسیم کنند تا علاقه‌ای به زندگی مشترک و دوستانه بین این ملت واحد جدا افتاده از هم ایجاد نشود.

در کتاب‌های درسی جمهوری آذربایجان، ادعا شده است، پانصد سال پیش کشوری به نام آذربایجان! وجود داشته که اردبیل و تبریز هم جزو آن بودند و ایرانیان از زمان کوروش (بزرگ) به این سرزمین تجاوز می‌کرده‌اند! همه هنر ایران، آذری فرض و تعریف شده و حتی شاعران پارسی گوی چون خاقانی و خواجه نصیرالدین طوسی نیز همانطور که قبلا متذکر شده بودیم ترک تبار فرض
شده‌اند..

درکتاب تاریخ کلاس ۱۱ این جمهوی درخصوص فعالیت تجزیه طلبانه فرقه دموکرات آذربایجان با ادبیات دوران مارکسیستی به اضافه چاشنی شوونیستی به طرح مباحث جعلی و غیر واقعی می پردازد که ازبطن آن تمایلات سیاسی این جمهوی برای ایجات تحرکات قومی درآذربایجان ایران کاملاً به چشم می خورد درهمین کتاب دربحث اصلاحات ارضی وانقلاب سفید، همان ادبیات مارکسیستی را باچاشنی تحریکات قومی مشاهده می­کنیم، درحالی که رژیم پهلوی به تمام ایرانیان و روستائیان ظلم کرده، بحث کشاورزان آذربایجانی باشدت فراوانی مطرح می شود. طرح مسائلی نظیر فارسی کردن خلق ها هم بیشتر از اینکه جنبه دفاع ازخلق را دربرداشته باشد، ناظر برتحریک قومیت هاست.

دربحث قیام ۲۹بهمن تبریز نیز، این کتاب شرکت مردم مسلمان تبریزرا درتمام انقلاب اسلامی درقالب حرکتی قومی مطرح کرده وسردمدار آن را گروه­های مارکسیستی والتقاطی نظیر چریک های فدائی خلق سازمان مجاهدین خلق معرفی می کند.

و در بخش پس ازانقلاب تشویق به تجزیه طلبی کاملاً به چشم می خورد و با ارائه تصویری نادرست ازمردم آذربایجان تلاش می شود آنان را رودرروی نظام اسلامی ترسیم نمایند.

این گوشه ای از اقدامات حاکمیت جمهوری آذربایجان در جعل تاریخ بوده و آخرین آن نیز نخواهد بود لذا باید در این خصوص فکری اندیشیده شود و تدابیری اتخاذ گردد چرا که در ادامه این تحریفات در آینده ای نچندان دور هزینه های سنگینی را به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران متحمل خواهد کرد.

منبع:خبرگزاری آران

دیدگاه شما چیست؟